طراحی تراکت | طراحی کاتالوگ | طراحی بروشور | طراحی ست اداری | طراحی کارت ویزیت | طراحی لوگو  RSS

تهران،   تلفن :  33577123

مجموعه مقالات آموزش طراحی آموزش عکاسی آموزش فتوشاپ

مقالات آموزش طراحی


آموزش عکاسی

آموزش عکاسی (9)

آموزش عکاسی

عکاسی سیاه وسفید


عکاسی سیاه وسفید

 

نمونه های زیبا از عکاسی سیاه و سفید

جوان ترها ممکن است از شنیدن اینکه عکاسی همیشه رنگی نبوده تعجب کنند. سیاه وسفید فقط یک گزینه  ویرایش در فتو شاپ نیست، بلکه جایی است که عکاسی ازآنجا شروع شد و وسیله ای برای ابراز وجود برای بسیاری از عکاسان باقی ماند.

مرحله 1-چرا استفاده از سیاه وسفید؟
شنیده ام بعضی سنت گرایان می گویند عکس باید سیاه وسفید باشد مگر اینکه عکاس احساس کند عکس رنگی فایده ای برایش دارد. این عقیده عکسهای رنگی را رد نمی کند، بلکه فقط می گوید حالت پیش فرض عکس باید سیاه وسفید باشد. برای نسلهای قدیمی تر این یک امر اجتناب ناپذیر بود زیرا گزینه رنگی وجود نداشت.
ممکن است شما با این عقیده موافق باشید یا نباشید، اما برداشت من ازآن اینست که در هر یک از عکسهایم بشدت تامل کنم و تصمیم بگیرم آیا این عکس سیاه وسفید بهتر است یا رنگی.



 
مرحله 2-RAW, ISO و تنظیمات عکس
از لحاظ عملی ، قواعد تنظیمات کمی وجود دارند که خواسته شما برای عکسهای سیاه وسفید عالی را برآورده می کنند. با گرفتن عکس بصورت سیاه وسفید مرتکب اشتباه نشوید ، ممکن است احساس کنید اینکار به شما کمک می کند زیرا می توانید نتایج را در LCD مشاهده کنید . اما اگر عکس را بصورت سیاه وسفید بگیرید نمی توانید آنرا به رنگی تبدیل کنید، اما اگر عکس را رنگی بگیرید هم می توانید آن را به سیاه وسفید تبدیل کنید هم می توانید رنگی نگه دارید. با مد نظر قرار دادن این موضوع ، اگر گزینه RAWرا دارید از آن استفاده کنید. زیرا وقتی می خواهید عکسهایتان را به سیاه وسفید تبدیل کنید امکانات ویرایش خیلی بیشتری به شما می دهد. همچنین ، مراقب ISO نیز باشید . زیرا همیشه بهتر است آنرا در کمترین حد نگه دارید تا از نویز اضافی، که بعضی وقتها موقع استفاده از حالت سیاه وسفید چیزی بیش از یک مسئله است ، جلوگیری شود.

 


مرحله 3- مشاهده بصورت سیاه وسفید
حالا وقت این است که به سیاه وسفید فکر کنید. مسلما ما دنیا را به رنگهای با شکوهی مشاهده می کنیم، اما برای دستیابی به عکسهای سیاه وسفید عالی لازم است با در ذهن سپردن سیاه وسفید به عکاسی نزدیک شویم. این بدین معنا نیست که باید عکسهای رنگی را نادیده گرفت. مد نظر قرار دادن تونها (یک شیء چقدر روشن یا تیره است )،اهمیت دارد ، زیرا رنگهای مختلف تونهای متفاوتی ایجاد می کنند. برای مثال، در عکس رنگی یک گل قرمز با چمنهای سبز زیر آن ممکن است بسیار خوب بنظر برسد ، اما در سیاه وسفید، ممکن است تونها خیلی شبیه باشند و عکس ممکن است کاملا یکدست بنظر برسد. بعدا بیشتر درباره کنتراست صحبت خواهیم کرد، اما حتما تونهای عکسهای سیاه و سفیدتان را مد نظر قرار دهید، از یک کنتراست بیشتر از تونها یک عکس جالب توجه تری بدست می آید.

 


مرحله 4-نور (و سایه)
نور مهمترین اصل عکاسی است ، بنابراین ضروری است از آن بطور موثر بهره گیریم . بدون بهم زدن (distraction) رنگ ، نور وسایه نقش مهمی در عکاسی سیاه و سفید ایفا می کنند، و چشم را روی قسمتهای سایه روشن دار(highlighted) عکس درحالیکه سایر قسمتهادر سایه قرار گرفته اند می کشاند. هنگام استفاده از نور طبیعی ، تعیین کیفیت نور مورد نظرتان قبل از بیرون رفتن برای عکاسی اهمیت دارد. اگر یک نور ملایم وسایه دار می خواهید ، بهتر است صبح زود یا اواخر بعد از ظهر وقتی که خورشید پایین است بیرون بروید، اما اگر نور روشن ،سایه های تاریک و یک عکس با کنتراست بیشتر می خواهید ، پس اواسط روز وقتی خورشید بالای آسمان است و نور شدیدی دارد بیرون بروید.

 
مرحله 5-کنتراست
قبلا از کنتراست نام برده ام، اما در غیاب رنگ ، اطمینان از اینکه عکسهای سیاه وسفیدتان دارای تونهای مختلف وکنتراستهای قوی می باشند دارای اهمیت است .بسیار مهم است که سعی کنید از پوشیده شدن سراسر عکستان با خاکستری جلوگیری کنید. در عوض برای اطمینان از اینکه اجزاء سفید روشنتری دارید که به چشم می آیند وچند قسمت از عکس با مناطق سایه دار تیره تری برای اطمینان از کنتراست خوب دارید از نور استفاده کنید. دستیابی به کنتراست قوی در روزهای آفتابی آسان است ، اما مراقب باشید عکسهایتان در معرض نور خیلی شدید قرار نگیرند. می توانید به اندازه یک یا دو وقفه (stop) آن را از کار بیندازید(knock it down) تا مطمئن شوید نور خیلی زیادی وارد دوربین نمی کنید.

 
مرحله 6- جزئیات و بافت
غالبا توجه به تنوع و سایه های رنگ درعکس جلب می شود و توجه از جزئیات واقعی عکس منحرف می شود. هنگام عکس گرفتن از سوژه های دارای جزئیات یا بافت بخصوص جالب استفاده از عکس سیاه وسفید را امتحان کنید. فقدان رنگ سوژه اصلی را پررنگتر می کند وعکس را بهتر جلوه می دهد. سعی کنید فریم را با جزئیات پر کنید ، همانطور که قبلا گفتم ، به فکر عکس سیاه و سفید باشید ،تونها وکنتراست را مدنظر قرار دهید و سعی کنید ظرافت را درفریم افزایش دهید.

 
مرحله 7- پرتره ها
مطمئنم قبلا پرتره های سیاه وسفید زیادی دیده اید. یک تکنیک تصویر نگاری که از پرتره های رنگی ، سیاه وسفید استفاده می کند یک حالت بی انتها را ابقا می کند. این پرتره ها برای بیان حکایت شخص در یک عکس ،که جزئیات صورت و حالت سوژه را ضبط می کند، بکار می روند. آنها از نور ، سایه و کنتراست بدرستی بهره می گیرند. سعی کنید یک سوژه جالب پیدا کنید و روی آن تمرین کنید، یک محل با روشنایی مناسب پیدا کنید و ببینید آیا می توانید پرتره سیاه وسفید ماندنی خودتان را خلق کنید.

 


مرحله 8-مناظر
عکسهای مناظر بر ترکیب (composition) قوی تکیه دارند واین در موقع عکاسی سیاه وسفید هیچ فرقی نمی کند. بدون بهم زدن (distraction) رنگها، خطوط داخل عکس پررنگ می شوند(highlighted). گرادیانها (gradients) و اختلاف تونها مشخصتر می شوند وشکلها(shapes) برجسته تر می شوند. سعی کنید از ابرهای طوفان دار تیره ، که معمولا در عکسهای سیاه وسفید خیلی خوب از آب در می آیند بهره بگیرید. همچنین می توانید عکسهای معماری ومناظر شهری ، که بر شکل(shape) وفرم قوی تاکید دارند ، را امتحان کنید.

 


مرحله 9- شکل(shape) ونیمرخهای سیاه یکدست(silhouettes)
در کلیه زمینه هایی که قبلا ذکر کردم ، پرتره ها،مناظر، عکسهای جزئیات، و غیره ،اصول بسیار مهمی از قبیل تون ، کنتراست ، نور وسایه وجود دارند که باید به خاطر سپرده شوند. همچنین دو گزینه رایج برای سوژه اصلی وجود دارد که باید مد نظر قرار گیرد. شکلهای متمایز (shapes distinctive) ، خطوط افقی ،خطوط عمودی وخطوط هادی (leading line) همه منجر به عکسهای ترکیبی جالب می شوند. بخاطر داشته باشید از گزینه ایجاد نیمرخ سیاه یکدست (silhouette) ،بخصوص وقتی نور شدیدوجود دارد ، استفاده کنید. همینطورکه استفاده از عکس سیاه وسفید را تمرین می کنید، بیشتر می فهمید کدام سوژه اصلی خوب عمل می کند و کدام نه.




مرحله 10-تجربه وخلاق شدن
پس حالا وقتش است بیرون بروید وعکس سیاه وسفید بگیرید. همانطور که خواندید ، هیچ محدودیتی برای سوژه اصلی وجود ندارد، بنابراین می توانید بروید بیرون واز همه سوژه های مورد علاقه تان عکس سیاه وسفید بگیرید و تفاوتی که در کارتان ایجاد می کند را مشاهده کنید. ابتدا ویرایش چند عکس رنگی به سیاه وسفید را امتحان کنید تا از فرایند ویرایش شناختی پیدا کنید. این کار به شما اجازه می دهد ببینید چطور یک عکس را تغییر می دهد.ممکن است از مشاهده اینکه چطور چند کلیک ساده می تواند عکسهای شما را تغییر دهد تعجب کنید . منبع:persiangfx


 

[...]

ادامه مطلب 0

عکاسی سیاه و سفید



نمونه های زیبا از عکاسی سیاه و سفید

جوان ترها ممکن است از شنیدن اینکه عکاسی همیشه رنگی نبوده تعجب کنند. سیاه وسفید فقط یک گزینه  ویرایش در فتو شاپ نیست ،بلکه جایی است که عکاسی ازآنجا شروع شد و وسیله ای برای ابراز وجود برای بسیاری از عکاسان باقی ماند.

مرحله 1-چرا استفاده از سیاه وسفید؟


شنیده ام بعضی سنت گرایان می گویند عکس باید سیاه وسفید باشد مگر اینکه عکاس احساس کندعکس رنگی فایده ای برایش دارد. این عقیده عکسهای رنگی را رد نمی کند ، بلکه فقط می گوید حالت پیش فرض عکس باید سیاه وسفید باشد. برای نسلهای قدیمی تر این یک امر اجتناب ناپذیر بود زیرا گزینه رنگی وجود نداشت.
ممکن است شما با این عقیده موافق باشید یا نباشید ،اما برداشت من ازآن اینست که در هر یک از عکسهایم بشدت تامل کنم و تصمیم بگیرم آیا این عکس سیاه وسفید بهتر است یا رنگی.


 
مرحله 2-RAW, ISO و تنظیمات عکس


از لحاظ عملی ، قواعد تنظیمات کمی وجود دارند که خواسته شما برای عکسهای سیاه وسفید عالی را برآورده می کنند. با گرفتن عکس بصورت سیاه وسفید مرتکب اشتباه نشوید ، ممکن است احساس کنید اینکار به شما کمک می کند زیرا می توانید نتایج را در LCD مشاهده کنید . اما اگر عکس را بصورت سیاه وسفید بگیرید نمی توانید آنرا به رنگی تبدیل کنید، اما اگر عکس را رنگی بگیرید هم می توانید آن را به سیاه وسفید تبدیل کنید هم می توانید رنگی نگه دارید. با مد نظر قرار دادن این موضوع ، اگر گزینه RAWرا دارید از آن استفاده کنید. زیرا وقتی می خواهید عکسهایتان را به سیاه وسفید تبدیل کنید امکانات ویرایش خیلی بیشتری به شما می دهد. همچنین ، مراقب ISO نیز باشید . زیرا همیشه بهتر است آنرا در کمترین حد نگه دارید تا از نویز اضافی، که بعضی وقتها موقع استفاده از حالت سیاه وسفید چیزی بیش از یک مسئله است ، جلوگیری شود.

 


مرحله 3- مشاهده بصورت سیاه وسفید


حالا وقت این است که به سیاه وسفید قکر کنید. مسلما ما دنیا را به رنگهای با شکوهی مشاهده می کنیم ، ا ما برای دستیابی به عکسهای سیاه وسفید عالی لازم است با درذهن سپردن سیاه وسفید به عکاسی نزدیک شویم. این بدین معنا نیست که باید عکسهای رنگی را نادیده گرفت. مد نظر قرار دادن تونها (یک شیء چقدر روشن یا تیره است )،اهمیت دارد ، زیرا رنگهای مختلف تونهای متفاوتی ایجاد می کنند. برای مثال ، در عکس رنگی یک گل قرمز با چمنهای سبز زیر آن ممکن است بسیار خوب بنظر برسد ، اما در سیاه وسفید، ممکن است تونها خیلی شبیه باشند و عکس ممکن است کاملا یکدست بنظر برسد. بعدا بیشتر درباره کنتراست صحبت خواهیم کرد، اما حتما تونهای عکسهای سیاه وسفیدتان را مد نظر قرار دهید، از یک کنتراست بیشتر از تونها یک عکس جالب توجه تری بدست می آید.

 


مرحله 4-نور (و سایه)


نور مهمترین اصل عکاسی است ، بنابراین ضروری است از آن بطور موثر بهره گیریم . بدون بهم زدن (distraction) رنگ ، نور وسایه نقش مهمی در عکاسی سیاه و سفید ایفامی کنند، و چشم را روی قسمتهای سایه روشن دار(highlighted) عکس درحالیکه سایر قسمتهادر سایه قرار گرفته اند می کشاند. هنگام استفاده از نور طبیعی ، تعیین کیفیت نور مورد نظرتان قبل از بیرون رفتن برای عکاسی اهمیت دارد. اگر یک نور ملایم وسایه دار می خواهید ، بهتر است صبح زود یا اواخر بعد از ظهر وقتی که خورشید پایین است بیرون بروید، اما اگر نور روشن ،سایه های تاریک و یک عکس با کنتراست بیشتر می خواهید ، پس اواسط روز وقتی خورشید بالای آسمان است و نور شدیدی دارد بیرون بروید.

 
مرحله 5-کنتراست


قبلا از کنتراست نام برده ام، اما در غیاب رنگ ، اطمینان از اینکه عکسهای سیاه وسفیدتان دارای تونهای مختلف وکنتراستهای قوی می باشند دارای اهمیت است .بسیار مهم است که سعی کنید از پوشیده شدن سراسر عکستان با خاکستری جلوگیری کنید. در عوض برای اطمینان از اینکه اجزاء سفید روشنتری دارید که به چشم می آیند وچند قسمت از عکس با مناطق سایه دار تیره تری برای اطمینان از کنتراست خوب دارید از نور استفاده کنید. دستیابی به کنتراست قوی در روزهای آفتابی آسان است ، اما مراقب باشید عکسهایتان در معرض نور خیلی شدید قرار نگیرند. می توانید به اندازه یک یا دو وقفه (stop) آن را از کار بیندازید(knock it down) تا مطمئن شوید نور خیلی زیادی وارد دوربین نمی کنید.

 
مرحله 6- جزئیات و بافت


غالباتوجه به تنوع و سایه های رنگ درعکس جلب می شود و توجه از جزئیات واقعی عکس منحرف می شود. هنگام عکس گرفتن از سوژه های دارای جزئیات یا بافت بخصوص جالب استفاده از عکس سیاه وسفید را امتحان کنید. فقدان رنگ سوژه اصلی را پررنگتر می کند وعکس را بهتر جلوه می دهد. سعی کنید فریم را با جزئیات پر کنید ، همانطور که قبلا گفتم ، به فکر عکس سیاه و سفید باشید ،تونها وکنتراست را مدنظر قرار دهید و سعی کنید ظرافت را درفریم افزایش دهید.

 
مرحله 7- پرتره ها


مطمئنم قبلا پرتره های سیاه وسفید زیادی دیده اید. یک تکنیک تصویر نگاری که از پرتره های رنگی ، سیاه وسفید استفاده می کند یک حالت بی انتها را ابقا می کند. این پرتره ها برای بیان حکایت شخص در یک عکس ،که جزئیات صورت و حالت سوژه را ضبط می کند، بکار می روند. آنها از نور ، سایه وکنتراست بدرستی بهره می گیرند. سعی کنید یک سوژه جالب پیدا کنید و روی آن تمرین کنید، یک محل با روشنایی مناسب پیدا کنید و ببینید آیا می توانید پرتره سیاه وسفید ماندنی خودتان را خلق کنید.

 


مرحله 8-مناظر


عکسهای مناظر بر ترکیب (composition) قوی تکیه دارند واین در موقع عکاسی سیاه وسفید هیچ فرقی نمی کند. بدون بهم زدن (distraction) رنگها، خطوط داخل عکس پررنگ می شوند(highlighted). گرادیانها (gradients) و اختلاف تونها مشخصتر می شوند وشکلها(shapes) برجسته تر می شوند. سعی کنید از ابرهای طوفان دار تیره ، که معمولا در عکسهای سیاه وسفید خیلی خوب از آب در می آیند بهره بگیرید. همچنین می توانید عکسهای معماری ومناظر شهری ، که بر شکل(shape) وفرم قوی تاکید دارند ، را امتحان کنید.

 


مرحله 9- شکل(shape) ونیمرخهای سیاه یکدست(silhouettes)


در کلیه زمینه هایی که قبلا ذکر کردم ، پرتره ها،مناظر، عکسهای جزئیات، و غیره ،اصول بسیار مهمی از قبیل تون ، کنتراست ، نور وسایه وجود دارند که باید به خاطر سپرده شوند. همچنین دو گزینه رایج برای سوژه اصلی وجود دارد که باید مد نظر قرار گیرد. شکلهای متمایز (shapes distinctive) ، خطوط افقی ،خطوط عمودی وخطوط هادی (leading line) همه منجر به عکسهای ترکیبی جالب می شوند. بخاطر داشته باشید از گزینه ایجاد نیمرخ سیاه یکدست (silhouette) ،بخصوص وقتی نور شدیدوجود دارد ، استفاده کنید. همینطورکه استفاده از عکس سیاه وسفید را تمرین می کنید، بیشتر می فهمید کدام سوژه اصلی خوب عمل می کند و کدام نه.

 

مرحله 10-تجربه وخلاق شدن


پس حالا وقتش است بیرون بروید وعکس سیاه وسفید بگیرید. همانطور که خواندید ، هیچ محدودیتی برای سوژه اصلی وجود ندارد، بنابراین می توانید بروید بیرون واز همه سوژه های مورد علاقه تان عکس سیاه وسفیدبگیریدو تفاوتی که در کارتان ایجاد می کند را مشاهده کنید. ابتدا ویرایش چند عکس رنگی به سیاه وسفید را امتحان کنید تا از فرایند ویرایش شناختی پیدا کنید. این کار به شما اجازه می دهد ببینید چطور یک عکس را تغییر می دهد.ممکن است ازمشاهده اینکه چطور چند کلیک ساده می تواند عکسهای شما را تغییر دهد تعجب کنید . منبع:persiangfx

 [...]

ادامه مطلب 0

سه دلیل ساده که نشان می‌دهد چرا در عکاسی پیشرفت نمی‌کنید

سه دلیل ساده که نشان می‌دهد چرا در عکاسی پیشرفت نمی‌کنید



برای عکاس خوب شدن، باید علاوه بر این که با اصول عکاسی آشنا باشید، دید عکاسی نیز داشته باشید. اما گاهی با وجود دانستن نکات مهم و داشتن مهارت‌های کافی، آنطور که انتظار می‌رود در عکاسی پیشرفت نمی‌کنید. دلیل آن چه چیز می‌تواند باشد؟ در ادامه این مطلب ۳ دلیل ساده وجود دارد، که پاسخی برای این سوال است.


۱. دوربین‌تان را با خودتان همراه نمی‌کنید


اگر با دوربین‌تان تمرین نکنید، نمی‌توانید مهارت‌ها و دانش عکاسی خود را بهبود بخشید. چرا که این مهارت‌ها فقط با تمرین به دست می‌آید. خاطرتان است که گفتیم تنها روزی ۱۰ دقیقه تمرین تا چه اندازه می‌تواند موجبات پیشرفت در عکاسی را برای شما فراهم کند؟
آیا همراه داشتن دوربین به معنی همراه داشتن تمام وسایل عکاسی دیجیتال است؟
شاید! اما اگر به دلایلی نمی‌توانید دوربین DSLR خود را هرجایی با خود همراه کنید دست‌کم یک دوربین کوچکتر با خود داشته باشید. با وجود این که ممکن است کیفیت عکس‌هایی که بدین ترتیب ثبت می‌کنید، بسیار عالی نباشد اما دست‌کم می‌توانید ترکیب‌بندی، نورسنجی، رنگ و سایر مفاهیم عکاسی را تمرین کنید.


۲. زیادی سریع حرکت می‌کنید!


بسیاری از ما در زندگی چنان سریع قدم برمی‌داریم که فرصتی برای ایستادن و تماشای موقعیت‌های زندگی نداریم.
در مورد عکاسی هم همین است. شاید شما دوربین خود را هر روز و تمام مدت با خود حمل کنید، اما اگر سرعت خود را کم نکنید و لحظه‌های مهم و تاثیرگذار را نبینید، نباید انتظار داشته باشید که در عکاسی پیشرفت داشته باشید.
 
برای این منظور لازم است دست‌کم گاهی از سرعت خود بکاهید و زمانی را برای عکاسی اختصاص دهید. این کاهش سرعت می‌تواند در گام‌هایی باشد که در طی یک مسیر برمی‌دارید باشد یا حتی می‌تواند کاهش سرعت زندگی باشد! یعنی مثلا یک آخر هفته را برای کاری بزرگتر و خاص‌تر اختصاص دهید. مثلا با گروه‌هایی عکاسی در تورها و ورک‌شاپ‌ها شرکت کنید. تمرین کنید و کیفیت کار خود را بالا ببرید. راه‌های مشابه دیگری نیز وجود دارد که به طور خاص به شما کمک می‌کند تا در عکاسی پیشرفت کنید. آنها را پیدا کنید و به کار برید. باید بتوانید عکاسی را در لابلای ریتم زندگی خود قرار دهید.


۳. نگرانید دیگران درباره شما چه فکر می‌کنند!


اگر شما هم از آن دست افرادی هستید که نگران «حرف مردم» هستند، بدانید که تنها نیستید اما موفق هم نیستید!
شما شاید دوربین‌تان را همه جا با خودتان ببرید، سرعت‌تان را برای عکس گرفتن و دیدن اطراف و اتفاق‌هایش کم کنید، اما باز هم چیزی وجود دارد که مانع از بلند کردن دوربین و ثبت تصویری که می‌بینید می‌شود؛ و آن ترس از نظر دیگران است!
 
این ترس را از خود دور کنید و اعتماد به نفس‌تان را به عنوان یک عکاس بالا ببرید. باید عکس‌های بیشتری بگیرید تا عکس‌های بهتری بگیرید. برای عکس بیشتر باید ترس از نظر و واکنش دیگران را به کناری بگذارید.
شاید برای شروع بد نباشد کسی را پیدا کنید که هر از گاهی با شما و به منظور عکاسی همراه شود. این کار به شما قوت قلب بهتری می‌دهد.توسط سامه گل‌زاده[...]

ادامه مطلب 0

آیا خودتان را عکاس می‌دانید یا فقط یک کاربر دوربین عکاسی هستید؟

آیا خودتان را عکاس می‌دانید یا فقط یک کاربر دوربین عکاسی هستید؟!


تاکنون پیش آمده به نمایشگاه عکاسی بروید؟ چه چیزی بیش از هر چیز توجه شما را به خود جلب می‌کند؟ تکراری بودن عکس‌ها؟ شاید. مهم نیست عکس از پرنده باشد؛ طبیعت باشد یا یک لباس؛ بیشتر وقت‌ها انگار کسی بی‌هدف یک دوربین عکاسی به دست گرفته و از سوژه‌ها عکاسی کرده و آنها را در قالبی جای داده و نمایشگاهی برپا شده. آیا چنین شخصی عکاس است؟ آیا نتیجه به دست‌ آمده عکس هنری محسوب می‌شود؟ یا چیزی است که هر کسی می‌تواند به سادگی از آن کپی کند؟
نقطه قدرت عکاس کجاست؟ دقیقا بالای دکمه شاتر!
 


چه ویژگی‌ به نقاشی زیبایی می‌بخشد و آن را یک اثر خاص می‌کند؟ ضرب قلم‌های نقاش که روی بوم قرار می‌گیرند و احساس هنرمند به همراه محیطی که از آن الهام می‌گیرد. نقاشی شاید یک بیان واقعی و هنرمندانه از ذهن نقاش است که به واسطه دست‌هایش به بوم منتقل می‌شود.
این همان چیزی است که در عکس‌های بسیاری از عکاسان از بین رفته است؛ بیان هنرمندانه!


•    آیا اگر عکاس خوبی باشید هنرمند خوبی نیز هستید؟


بیشتر کسانی که به عکاسی فکر می‌کنند، به دوربین عکاسی فکر می‌کنند. آنها به یک عکس نگاه می‌کنند و می‌گویند من هم می‌توانستم چنین عکسی بگیرم. پربیراه هم نمی‌گویند. اگر آنها در همان لحظه حضور داشتند، شاید می‌توانستند آن را ثبت کنند. البته این به شرطی است که آنها تکنیک و دانش مربوطه را داشته باشند، چند صباحی برای یادگیری آن وقت گذاشته باشند.
اما چه چیزی یک عکس را تاریخی و ماندگار می‌کند به گونه‌ای هرکسی نتواند ادعا کند می‌تواند مشابه آن را به ثبت برساند؟

عکاسی بیشتر به عنوان یک ابزار و رسانه برای آرشیو کردن مورد استفاده قرار می‌گیرد. این البته خوب است اما اگر تنها دلیل و کارآیی عکاسی باشد. در حالی‌که که بسیاری عکاسی را فقط بخاطر مفهوم آن دوست دارند. اما اگر چنین است، شما فقط یک کاربر دوربین عکاسی هستید و نه یک عکاس.
اگر به دنبال این باشید که چه چیزی یک عکس را ویژه و خاص می‌کند به گونه‌ای که واقعا ارزش نمایش دادن در گالری‌ها و مجله‌های معتبر را داشته باشد در آن صورت عکاس به شمار می‌روید.

عکاس‌های بسیاری هستند که فکر خود را محدود نمی‌کنند؛ به عبارتی بیرون از جعبه فکر می‌کنند. دوربین عکاسی خود را بیرون بیاورید و از خودتان بپرسید آیا من یک عکاس هستم؟

توسط سامه گل‌زاده[...]

ادامه مطلب 0

عکاسی: ابژکتیو یا سوبژکتیو؟

 
عکاسی:  ابژکتیو یا سوبژکتیو؟


بطور کلی بازن و بارت عکسها را کنشِ ثبت یادها می‌دانند. بازن عکاسی را در برابر نقاشی و مجسمه‌سازی قرار می‌دهد تا بدین‌سان نشان دهد که عکاسی بازنماییِ امر واقعی‌ست.
ترجمه: امید امیدواری
ماریتا استورکِن (Marita Sturken) و لیزا کارترایت (Lisa Cartwright)، قابلیتِ سوبژکتیویته و ابژکتیویتة عکاسی را مورد بررسی قرار داده‌اند. بنا به تفسیر آنها: «پارادوکس عکاسی در این نکته است که گرچه می‌دانیم عکسها می‌توانند چندمعنایی باشند و به سهولت دستکاری ‌شوند و تغییر یابند، با اینحال برتری عکاسی در این است که عکسها ابژکتیو‌اند یا ثبت‌هایی واقعی از رخدادها هستند.» بعبارتی دیگر، کارترایت و استورکن معتقدند اگرچه می‌توان عکسها را از طریق کادربندی و انتخاب، دستکاری کرد لیکن باوری وجود دارد مبنی بر اینکه عکسها نمایشگر واقعیت‌اند؛ یک حقیقت ابژکتیو. آندره بازن (Andre Bazin) و رولان بارت (Roland Barthes)، این نگرش که عکسها ثبت‌های ابژکتیوی از واقعیت‌اند را به بحث می‌گذارند. بارت از طریق استفاده از مفاهیم پونکتوم (punctum) و استودیوم (studium)، چگونگی تفسیر ما از عکسها را شرح می‌دهد. او همانند بازن می‌پندارد که عکسها واقعیت را ثبت می‌کنند و بنابراین به مثابة سندهایی که «بودن» را شهادت می‌دهند، به شمار می‌آیند.


از سوی دیگر، پی‌یر بوردیو (Pierre Bourdieu) و والتر بنیامین (Walter Benjamin) از سوبژکتیو‌بودن عکاسی طرفداری می‌کنند. نظر به اینکه استورکن و کارترایت می‌گویند عکسها تا اندازه‌ای سوبژکتیو‌اند، بوردیو می‌خواهد بداند که عامل این سوبژکتیو‌یته، عکاس است یا افراد درون عکسها. بوردیو برای اینکه استدلال بازن و بارت را رد کند، درباره‌ی ژست‌گرفتن آدم‌ها جلوی دوربین صحبت می‌کند؛ اینکه دوربین مسبب ژستی غیر‌طبیعی می‌شود. دوربین شخص را وادار می‌کند تا تصویر ایده‌آلی از خودش، بر اساس فرهنگ اجتماعی نشان دهد و طبقه‌ی خاصی را نمایندگی کند. بوردیو مبنای استدلالش را بر این واقعیت می‌گذارد که عکاسی به منزلة کنشی اجتماعی بکار می‌رود. این نگره عملاً ابژکتیو‌بودن عکس‌ها را رد می‌کند.
مقالة مهم بنیامین، اثر هنری در دوران بازتولید مکانیکی، (The Work of Art in the Age of Mechanical Reproduction) دو موضوع مهمِ مربوط به عکاسی را مورد بررسی قرار می‌دهد. نخست، قدرت و قابلیت عکاسی در بازتولید تصاویر امضایی؛ یعنی اینکه عکاسی می‌تواند آثار اصیل هنری را بازتولید نماید. دوم اینکه دوربین چگونه واقعیت را بازنمایی می‌کند. بنیامین اظهار می‌دارد که تکرارپذیریِ اثر هنری، موجب بی‌معنی شدنش می‌گردد، آنگاه اثر در فقدان اصالتش خواهد زیست و از این رو «هاله»‌اش (Aura) را از دست خواهد داد. در فرآیند بازتولید تصویر، به این دلیل که اثر، دیگر اصالت تصویر اورجینال را منعکس نمی‌سازد، ارزش سوبژکتیوی نهفته است.  


استورکن و کارترایت می‌گویند: «آگاهی ما از ماهیت سوبژکتیو فرآیندِ به تصویر ‌درآوردن، دریک تنیدگیِ دائمی با میراث ابژکتیو‌یته به سر می‌برد، که این میراث متمسک به دوربین و ماشینهایی‌ست که امروزه تولید‌کننده تصاویرند.» همانگونه که به اختصار بحث شد‌، میان نظریه‌پردازان جر و بحث‌های فراوانی راجع به اینکه عکاسی کنشی بیانگر یا آگاهاننده است، وجود دارد.

 


                                        الینور و باربارا، عکاس: هری کلاهان، سال 1953

 


آندره بازن معتقد است که عکاسی امری ابژکتیو است. وی بیان می‌دارد که دستگاه عکاسی بدون مداخله انسان، واقعیت را ثبت می‌نماید. «تمامی هنرها متکی به وجود بشر هستند مگر عکاسی که مزیتی را از فقدانش به ارث می‌برد.» (آندره بازن) او قضاوتش از فرآیند عکاسی را بر این مبنا قرار می‌دهد که عکاسی ثبت اتوماتیک یک لحظه است. اساساً بازن بر این باور است که عکاسی دارای کیفیتی ابژکتیو است، لذا این دیدگاه که عکاسی ثبت‌کننده‌ی لحظه‌ای از واقعیت است را تقویت می‌کند. «میزان مهارت نقاش اهمیتی ندارد، صرفاً این واقعیت که دست انسانی در خلق اثر دخالت داشته، سایه‌ای از تردید بر روی تصویر می‌افکند.» (بازن) بازن تاکید می‌کند چون عکاسی فرایندی اتوماتیک است، از کیفیتی یگانه برخوردار است برخلاف نقاشی که او آن را کاملاً خیال می‌‌‌پندارد.


بازن شرح می‌دهد که عکسها یک لحظه از زمان را ثبت می‌کنند. « عکس خود به تنهایی ابژه است. ابژه‌ای رها از شرایط زمانی و مکانی‌ای که آنرا پدید آورده است.» (بازن) عکسها اسنادی تاریخی‌اند که هستی ابژه یا شخص به تصویر کشیده شده را به ما گوشزد می‌کنند. بازن در ابتدای مقاله‌اش از نقاشی و مجسمه‌سازی به عنوان روشی برای حفظ هستی فیزیکی‌مان یاد می‌کند که آنرا کمپلکس مومیایی (mummy complex) می‌نامد. «این فرآیند ممکن است آشکار سازد که در کالبد نقاشی و مجسمه‌سازی، کمپلکسی مومیایی نهفته است.» (بازن)


در ادامه بازن پیرامون نقش عکاس بحث می‌کند. او توضیح می‌دهد که عکاس از امتیازِ انتخابِ آنچه باید ثبت شود، برخوردار است ولی این امر، ابژکتیو‌بودن عکس را مخدوش نمی‌سازد. او می‌گوید: «ماهیت ابژکتیو عکاسی، به آن فقدانی باور‌کردنی اعطاء می‌کند که در سایر رسانه‌های تصویری یافت نمی‌شود.» همانطور که پیش‌تر هم گفته شد، دخالت دست انسان بر کیفیت واقع‌گرایانه‌ی اثر سایه می‌‌افکند؛ به این علت عکاسی فرمی ایده‌آل برای ثبت حقیقتی ابژکتیو است. اما، چنان‌که در ادامه هم بحث خواهد شد، به باور والتر بنیامین، عکاسی و قدرتش در بازتولید تصاویر، به این معناست که تصاویر اصالتشان را از دست می‌دهند. بنیامین اثرِ هنریِ امضایی را مدنظر قرار می‌دهد که اورجینال پنداشته می‌شود، اما توسط فرآیند بازتولید عکاسانه، یکه‌گی‌شان از بین رفته، به نحوی که تعابیر و معانی گوناگونی را می‌توان از آنها استخراج نمود لذا دیگر ابژکتیو نخواهند بود.


بر اساس دیدگاه پیشین، عکاسان می‌توانند موضوعات جلوی دوربین را کادربندی کنند و آنها را از میان چیزهای دیگر برگزینند. این عامل سوبژکتیو، بازنمایی صادقانة دوربین از رخدادها و انسان‌ها را به چالش می‌کشد. «هر وقت به عکسی نگاه می‌کنیم، می‌دانیم (هر چند اندک) که عکاس منظره‌ای را از میان بی‌شمار منظرة موجود، برگزیده است.» (جان برجر- John Berger) انتخاب بخشی از صحنة جلوی دوربین توسط عکاس نوعی دستکاری محسوب می‌گردد که طبق آن، عکسها را تحلیل می‌کنیم. با اینحال جان برجر در ادامه می‌گوید، «عکسها بیانگر آن‌اند که سابقاً چگونه، چیزی یا کسی به نظر می‌آمده و ضمناً بینندگان آن عکس‌ها، چگونه به موضوع نگاه می‌کردند.» چنین نگره‌ای عملاً بر ثبت گذشته توسط دوربین صحه می‌گذارد و عکس را به منزله‌ی سندِ جهان گذشته، که کسانی را احاطه کرده بوده، نشان می‌دهد. برجر، از این دیدگاه بازن، که می‌گوید عکاسی ثبت گذشته و شاهدی برای آن است، حمایت می‌کند. او همچنین با نظر رولان بارت راجع به اینکه عکس‌ها چیزهایی فراتر از گواهان گذشته‌اند و می‌توانند عمیقاً بر ما تاثیر بگذارند، موافق است. بارت برای تبیین این نکته از عکس مادرش استفاده می‌کند، چنان که در ادامه در موردش بحث خواهیم کرد.


رولان بارت معتقد است دو عنصر در عکس‌ها وجود دارد: استودیوم و پونکتوم. استودیوم بخشی از شناخت فرهنگی ماست که به ما در تفسیر معنای عکس کمک می‌کند. گراهام آلن (Graham Allen) می‌گوید: «استودیوم به تبادل آشکار کدهای فرهنگی‌ای مربوط می‌شود که نهایتاً به یک مدلول یا مجموعه‌ای از مدلول‌ها منتهی می‌گردد.» بارت به روش تفسیرش از عکس‌ها اشاره می‌کند، «اینکه من با اشخاص، چهره‌ها، حالات، زمینه‌ها و کنش‌ها یکی می‌شوم و آنها را می فهمم، امری فرهنگی‌ست.» همانگونه که پیش‌تر هم گفته شد، استودیوم مبتنی بر شناخت ما از کدهای فرهنگی‌ای است که به ما در تشخیص معنای عکس یاری می‌‌رساند.


پونکتوم چیزی‌ست که سخت بتوان تعریفش کرد؛ عنصری در عکس که بی‌درنگ موجد واکنش ما می‌گردد. بارت می‌گوید: «من در جستجوی پونکتوم در عکس نیستم بلکه این عنصر، خود، از دل موضوع به چشم می‌خورد و بر می‌خیزد، مانند تیری مرا سوراخ می‌کند و بر من اثر می‌گذارد.» پونکتوم تنها در ارتباط با تماشاگر عکس معنا می‌یابد. پونکتوم، برخلاف استودیوم، به رمز درآورده نمی‌شود. بارت شرح می‌دهد که چگونه یک عکس می‌تواند هم شامل پونکتوم باشد و هم استودیوم اما در ادامه توضیح می‌دهد که پونکتوم می‌تواند استودیوم را مختل سازد.


توضیح و تفسیر بارت از مفاهیم پونکتوم و استودیوم برانگیزاننده‌ی شور و گفتمانی در مواجه‌ی ما با عکسها می‌گردد. در رابطه با عقاید استورکن و کارترایت، بارت نیز با بیان اینکه عکسها اسناد «بودگی چیزها» هستند، بر ابژکتیو بودن عکسها صحه می‌گذارد. گزاره‌ی «بودگی چیزها» بدین معناست که عکسها شواهدی ابژکتیو از اشیاء یا اشخاصی‌ هستند که اکنون وجود دارند یا قبلاً وجود داشته‌اند؛ آنها ثبت‌های ابژکتیو واقعیت‌های فیزیکی‌اند. بارت نیز مانند بازن معتقد است که عکسها ثبت‌کننده‌ی مدرکی از بودن، لحظه‌ای از زمان ‌هستند.


بارت برای تبیینِ تدریجیِ ارزشِ عکاسی، از عکس مادرش استفاده می‌کند. عکس باغِ زمستانی (The Winter Garden) در کتابِ اتاق روشنِ (Camera Lucida) رولان بارت، نشان داده نشده است به دلیل اینکه بارت معتقد است، این عکس تنها برای او هستمند است. هر کسی جز او، در فهم آنچه از این عکس دریافت کرده، به خطا خواهد رفت. او می‌گوید عکس مادرش [اگر در کتاب چاپ می‌شد.مترجم] هم مانند سایر عکسهای به نمایش درآمده در کتابش دیده می‌شده است.


بطور کلی بازن و بارت عکسها را کنشِ ثبت یادها می‌دانند. بازن عکاسی را در برابر نقاشی و مجسمه‌سازی قرار می‌دهد تا بدین‌سان نشان دهد که عکاسی بازنماییِ امر واقعی‌ست. این نگره، مکمل و همسو با استدلالهای بارت راجع به تأثیر ژرف عکس بر بیننده است که بواسطه‌ی گزاره‌های استودیوم و پونکتوم شرح داده می‌شود. نتیجتاً هر دو، این دیدگاه، که عکاسی امرِ ابژکتیوی‌ست را مطرح می‌سازند با این ادله که عکاسی ثبت‌کننده‌ی لحظه‌ای از واقعیت است و یاد و تجربه‌ی اشیاء و اشخاص را همچون مدرک هستی‌شان حفظ می‌کند.
با این وجود نظریه‌پردازانی چون پی‌یر بوردیو و والتر بنیامین نظر متفاوتی در مورد عکاسی دارند. آنها معتقدند که عکاسی کنشی سوبژکتیو است. پی‌یر بوردیو با طرح موضوع ژست، ابژکتیو بودن عکسها را رد می‌کند.


بوردیو می‌گوید عکسها دربردارندة عاملی ابژکتیو در انعکاس واقعیت هستند. اما، در ادامه اظهار می‌دارد که عکاسی کنشی اجتماعی‌ست، لذا به نفع این کنش که مردم در عکسها نمایشگر آن‌ هستند، ابژکتیو‌بودنش را از دست می‌دهد. سوزان سانتَگ (Susan Sontag) توضیح می‌دهد که «به نظر نمی‌آید عکسها آنقدر که تکه‌هایی از جهان‌اند (مینیاتورهایی از واقعیت، که هر کسی می‌تواند آن را بوجود آورد یا به دست آورد)، گزاره‌هایی دربارة آن باشند.» سانتگ شرح می‌دهد که عکسها می‌توانند در نمایش جهان، کرانمند باشند. او می‌گوید عکسها تکه‌هایی از جهان‌اند؛ لحظه‌ی کوتاهی از زمان که نمی‌تواند بقدر کافی، جهانی، که عکس را در بر گرفته، نشان بدهد. این نظر همسو با استدلال بوردیو است، آنجا که می‌گوید، لحظه‌ی کوتاه ثبت‌شده در عکس را نمی‌توان به مثابة یک دستافریده‌ی هنریِ ابژکتیو پنداشت. او از موضوعِ ژست برای توضیح بیشتر این نگرش استفاده کند.


بوردیو با استفاده از موضوع ژست بیان می‌دارد که «ژست‌گرفتن در عکسها بدین معناست که شخص می‌خواهد در حالتی ثبت شود که طبیعی نباشد.» بعبارتی دیگر به خاطر سوبژکتیویتة ناخودآگاهی که در بطن ثبت وجود دارد، عکسها نمی‌توانند ابژکتیو باشند.


بوردیو می‌افزاید: «‌معنای ژست موجود در عکس را فقط می‌شود نسبت به نظام نَمادینی که عکس در آن جای می‌گیرد، فهمید؛ در این نظام برای یک روستایی به روشنی، آداب و رفتارهای اجتماعی مناسب، برای ارتباطش با دیگران مشخص می‌گردد.» همانطور که پیشتر گفته شد، بارت توضیح می‌دهد که چگونه بینندگان در جستجوی معنای تصاویرند. نگرش بارت بازگو‌کننده‌ی این نکته از بوردیو است، از این حیث که عکسها دربرگیرنده‌ی آداب و رفتارهای اجتماعی جایز هستند. عکاسی کنشی اجتماعی‌ست که در قالب این کنش، کارکردهای اجتماعی بواسطة ژست آشکار می‌گردد. بوردیو شدیداً بر سوبژکتیو‌بودن عکاسی تأکید می‌ورزد زیرا [او معتقد است که. مترجم] اشخاص درون عکس متوجه حضور دوربین هستند که باعث ژست غیرطبیعی آنها می‌شود؛ این امر از وجوه ابژکتیو عکس می‌کاهد.


کلاً بوردیو ایده‌ی ابژکتیو‌بودن عکسها را انکار می‌کند. ژست خبر از نوعی تکیه رسانة عکاسی بر کنش اجتماعی می‌دهد که بر شیوه‌ی عکاسی اثر می‌گذارد. استورکن و کارترایت بر این باورند که هنگام گرفتن یک عکس امکان‌های سوبژکتیوی پدید می‌آید. بوردیو با بررسی ژست بر آن است تا نشان دهد چنین امکان سوبژکتیوی، به هر درک ابژکتیویته‌ای لطمه می‌زند.
پا‌نوشت :
این نوشته چکیده‌ای از مقاله‌‌ای‌ست که در سال 2012 نوشته شده‌ است. امید که با توجه به مختصر بودنش، برای خواننده مفید واقع شود.
1.    منبع: cinescribbler.wordpress.com
  
عکس کاور: عکاس: حجت‌اله امیدواری - بدون عنوان - سال

[...]

ادامه مطلب 0

10 نکته بسیار مهم برای عکاسی با دوربین موبایل




با گذشت زمان، دوربین موبایل ها روز به روز بهتر می شوند. دیگر آن زمان گذشت که موبایل فقط می توانست یک عکس تیره با وضوح بسیار کم بگیرد. بیشتر سازندگان موبایل دوربین دار به کیفیت سنسور، سرعت و اپتیک ها بیشتر از مشخصات مگاپیکسل توجه می کنند. اما همچون هر نوع عکاسی دیگر، خود دوربین فقط بخش ناچیزی از گرفتن یک عکس به یاد ماندنی است.

امروز به عکاسی با دوربین موبایل می پردازیم، و می بینیم چگونه می توانیم تکنیک قدیمی را با تکنولوژی مدرن ادغام کنیم تا با استفاده از موبایل عکس های رؤیایی بگیریم.

1. سه خط فرضی را به خاطر داشته باشید
فقط به خاطر این که از دوربین موبایل استفاده می کنید "Composition 101" هنوز استفاده می شود. سعی کنید دو خط افقی و دو خط عمودی که در وسط تصویر تان به هم می رسند را فرض کنید، و المنت های مهم تصویرتان را در محل تقاطع این دو خط قرار دهید. همچنین سعی کنید خطوط مهم (مثلاً یک افق) را در بین خطوط سوم در عکس تان قرار دهید.

 

بعضی موبایل ها قابلیت ایجاد این خطوط را دارند که بسیار مفید است. اگر موبایل تان این ویژگی را دارد حتماً آن را فعال کنید.




2. زوم را فراموش کنید
تلاش زیادی برای هر چه باریک تر کردن موبایل ها در ضمن افزایش کیفیت دوربین وجود دارد. تلاش برای گنجاندن یک زوم قابل استفاده در یک وسیله باریک بسیار دشوار است. متوجه خواهید شد که دوربین از یک زوم دیجیتال استفاده می کند، که بهتر است به هیچ وجه از آن استفاده نکنید زیرا عکس تان پیکسل دار و نا خوشایند می شود.

 

بهترین کار این است که صبر کنید تا عکس را روی کامپیوتر بریزید و تصویر را crop کنید تا در یکی از المنت های مهم فوکوس شود. در بیشتر موارد بهترین گزینه نزدیک تر شدن به سوژه است.


3. حالا عکس بگیرید، بعداً ویرایش کنید
یکی از روش هایی که سازندگان موبایل سعی می کنند مدل شان را متفاوت سازند ارائه یک سری عملیات های ویرایش روی موبایل است. این کار در چند مورد محدود قابل استفاده است، اما بهتر از هیچ است. سعی کنید مانع ایجاد افکت sepia در هر تصویر شوید، و پردازش را به جای پردازشگر محدود گوشی تان به عهده Lightroom, Photoshop یا Aperture بگذارید. تنها کار مهم این است که عکس را بگیرید.

 



4. اصل کار روشنایی است
اگر چه سنسورهای گوشی موبایل در حال پیشرفت است، اما هنوز قادر به رقابت با SLR نیستند. یکی از مهم ترین دغدغه های گوشی ها گرفتن نور کافی است. می توانید قبل از فشار دادن شاتر با اطمینان از این که نور سوژه تان کافی است این مشکل را حل کنید. چراغ را روشن کنید، پرده ها را باز کنید، یا صبر کنید تا خورشید در آسمان کمی بالاتر بیاید!
اگر گوشی تان فلاش دارد، آن را امتحان کنید. اگر چه ممکن است آنقدر قوی نباشد که اصلاح زیادی ایجاد کند، ولی در مواقعی که احتیاج به کمی افزیش نور دارید به درد می خورد. سعی کنید در بیرون آن را بصورت fill-flash استفاده کنید- ممکن است پانچ بیش تری که به دنبالش بودید را بدست آورید.


5. از ویژگی های گوشی تان استفاده کنید

 



ما قبلاً احتمال وجود خطوط grid روی تصویرتان را ذکر کرده ایم، در این جا نیز متوقف نمی شود. اگر چه ممکن است بعضی ویژگی ها به صورت یک حیله بنظر برسند، ولی بقیه ی این ویژگی ها واقعاً در عکاسی و گرفتن عکس های بهتر به شما کمک می کنند.روشن کردن حالت HDR در iPhone تان را امتحان کنید- در این حالت دو عکس گرفته می شود، یکی استاندارد و یکی که چند exposure را ادغام می کند. بعضی وقت ها نتیجه وحشتناک است، اما غالباً جزئیاتی بیش از آنچه از یک گوشی انتظار دارید بدست می آورید.

 



بعضی گوشی ها شروع به ارائه نرم افزار خیلی خوبی برای گرفتن عکس های پانورامیک کرده اند که عملکرد آن بیش از آنچه تصورش را بکنید بهتر می باشد.


6. قضاوت را به بعد موکول کنید
اگر چه ممکن است دوربین گوشی تان خیلی خوب باشد، شانس این را دارید که کیفیت عکس هایتان را روی یک صفحه کوچک با وضوح نسبتاً پایین احساس کنید. برای ایجاد فضای خالی عکس های تان را پاک نکنید آن ها را نگه دارید تا در آینده مرور کنید. ممکن است متوجه شوید که این عکس های روی صفحه لپ تاپ یا دسکتاپ زیباتر بنظر برسند.

7. کمی فضا و پشتیبانی ایجاد کنید
همان طور که بسته بندی یک جفت کارت حافظه توصیه می شود، بسیار خوب است که حافظه گوشی تان را به طور مرتب چک کنید تا مطمئن شوید فضای زیادی برای گرفتن عکس های فوری وجود دارد. گوشی تان را با بازی، برنامه های کاربردی و موسیقی به حدی پر نکنید که هیچ فضایی برای گرفتن عکس از اولین قدم های پسرتان باقی نمانده باشد.

 



اطمینان از این که مرتباً عکس ها را از گوشی تان دانلود می کنید و در کامپیوترتان پشتیبانی می کنید نیز به همین اندازه اهمیت دارد. ماهیت یک گوشی اینست که خیلی راحت گم می شود یا به سرقت می رود. گم کردن گوشی خودش به اندازه کافی ناخوشایند است، اما از همه بدتر این است که متوجه شوید عکس هایتان را روی کامپیوتر کپی نکرده اید.


8. از تابش مستقیم خورشید اجتناب کنید
نکته دیگر که که در عکاسی با موبایل اهمیت دارد، اجتناب از تابش مستقیم خورشید است. سوژه تان مستقیم رو به خورشید نباشد، چرا که منجر به سایه های ناخوشایند و عکس بی کیفیتی می شود. به یک جای روشن تری از سایه بروید تا کامپوزیشن تان**(composition) تنظیم شود و نتیجه کارتان خوشایندتر شود.


9. فریم تان را پر کنید
متأسفانه هنوز یک لنز 1.2 روی دوربین موبایل وجود ندارد، بنابراین محو کردن پس زمینه با استفاده از یک عمق سایه از زمینه سخت است. در عوض، بهترین روش برای رسیدگی به یک پس زمینه درهم برهم و شلوغ این است که فریم را با سوژه پر کنید. نزدیک تر شوید و از عکسی با یک سوژه کوچک در وسط یک پس زمینه شلوغ اجتناب کنید.


10. گوشی را همه جا با خود ببرید!
بنا بر یک مثل قدیمی، بهترین دوربین دوربینی است که بتوانی آن را همه جا با خودت ببری. قشنگی موبایل شما به این است که همیشه در جیب تان است و لازم نیست یک دوربین اضافی دنبال تان ببرید یا یک وسیله دیگر شارژ کنید.
اگرچه دوربین موبایل هرگز جایگزینی برای یک SLR قوی نیست، ولی نسبت به چند سال گذشته پیشرفت زیادی کرده است. من الان با دوربین iPhone ام خیلی بیش تر از هر دوربین دیگری عکس می گیرم، و این یک ابزار بسیار قابل است (اگر حرفم را باور نمی کنید به نمونه های آخر این صفحه مراجعه کنید)
دوربین تان را همه جا با خودتان ببرید، این نکته های ساده را دنبال کنید، و از این که حتی اگر فراموش کرده باشید دوربین عکاسی تان را همراه ببرید باز هم می توانید عکس بگیرید لذت ببرید.منبع:persiangfx
 

[...]

ادامه مطلب 0

تصویرسازی های خیالی یک هنرمند با آیفون

 

 

یک هنرمند آفریقایی با نام Anshuman Ghosh  با استفاده از آیفون و تصویرسازی های خیالی و خلاقانه، توانسته بیش از ۶۰ هزار کاربر را در صفحه اینستاگرام خود مجذوب آثاری هنری خود کند. سبک هنری این هنرمند تلفیقی از عکاسی و تصویرسازی می باشد که در ادامه شما را به تماشای گلچینی از آثار این هنرمند دعوت می کنم.

 

 

 [...]

ادامه مطلب 0

5 نکته سریع برای عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک (macro photography)


 

5 نکته سریع برای عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک (macro photography)

آیا تا بحال این مثل قدیمی را شنیده اید که "اگر عکس هایتان به اندازه کافی خوب باشد، به اندازه کافی نزدیک نیستید"؟ امروز می خواهیم واقعاً به عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک نزدیک شویم. عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک عکاسی نمای نزدیک است، که معمولاً روی قسمت های کوچک تمرکز می کند. در اینجا پنج نکته درباره عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک ارائه می دهیم.

تجهیزات درست را انتخاب کنید
عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک به کمی تجهیزات نیاز دارد، بخصوص یک لنز نزدیک از موضوعات کوچک و فیلترهای نمای نزدیک. دراین زمینه عکاسی اگر تجهیزات بهتری داشته باشید شانس بیش تری برای گرفتن عکس های بهتر دارید. بنابراین بیایید به تجهیزات اصلی که تجربه عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک را بهتر می کند نگاه سریعی بیندازیم.
دوربین DSLR یا دوربین فشرده با کارآیی نزدیک از موضوعات کوچک.
لنزهای نزدیک از موضوعات کوچک (Macro lens) (در صورت استفاده از DSLR)

سه پایه
فلاش (در صورت امکان خارجی)
رفلکتور
 

نمای زنده (Live View)
طی چند سال گذشته، یک عملیات نمای زنده تقریباً در همه دوربین های دیجیتال وجود دارد که هنگام عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک فوق العاده مفید است. هرگز نمی دانید سوژه تان قرار است کجا باشد. شما باید بتوانید از چیزی خیلی نزدیک به زمین عکس بگیرید و در این حالت ممکن است دسترسی به نمایاب فایده ای نداشته باشد. روشن کردن نمای زنده راحت است و لازم نیست خم شوید و کمرتان اذیت شود.

در بیش تر دوربین های DSLR جدید صفحه نمایش بزرگ تر است و روی صفحه نمایش خیلی راحت تر از نمایاب می توانید بفهمید تصویر چقدر واضح و شفاف است. دوربین هایی مثل Canon 60D و G12 نیز صفحه نمایش های متحرک دارند که می توانید آن ها را برگردانید و به اطراف بچرخانید. این صفحه نمایش ها هنگام عکسبرداری از زاویه های غیر عادی بسیار مفیدند.
 


 
2 حالت عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک (Macro mode)

فشرده:
کاربران دوربین های فشرده باید به سراغ حالت عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک بروند. پیدا کردن حالت عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک آسان است چرا که معمولاً با لوگوی گل کوچکی مشخص شده است.
در حالت عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک می توانید به سوژه تان خیلی نزدیک شوید و همچنین به دوربین بگویید دریچه دیافراگم را بیش تر باز کند، بک گراند را تار کند و سوژه را در کانون قرار دهد.

DSLR:
کاربران DSLR در دوربین های ابتدایی نیز حالت عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک را دارند، اما من توصیه می کنم از حالت های دستی استفاده کنند زیرا آزادی عمل بیش تری برای عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک می دهند.

درشت نمایی یک لنز مایکرو مناسب 1:1 (اندازه واقعی) است. اما درشت نمایی بیش تر لنزهای دیگر فقط 1:2 (نصف اندازه واقعی) است، در این لنزها می توانید لوگوی گل کوچک با جزئیاتی درباره حداقل فاصله کانونی را پیدا کنید. مثلاً لنز کیت من 0/28متر یا 0/9 فوت است. عدد را پیدا کنید و آن را بخاطر بسپارید زیرا اگر جلوتر بروید نمی توانید خیلی خوب فوکوس کنید.
 



3. از سه پایه استفاده کنید
مشکل بدیهی در عکاسی نمای نزدیک لرزش دوربین است، بنابراین بهتر است از سه پایه استفاده کنید چون امکان عکس های مات را کاهش می دهد و به شما اجازه می دهد بدون از دست دادن ترکیب بندی تان تنظیمات مختلف را انجام دهید.

علاوه بر استفاده از سه پایه، استفاده از سرعت شاتر بالا و همچنین cable release نیز به کاهش لرزش دوربین کمک می کند. اگر نمی توانید یک سه پایه بزرگ را این طرف و آن طرف ببرید پس می توانید از یک سه پایه "Manfrotto 709B Digi Table Top Tripod" استفاده کنید. اما اگر از دوربین فشرده استفاده می کنید می توانید از یک سه پایه کوچک استفاده کنید. همچنین سه پایه موردعلاقه من یعنی Gorillapod را فراموش نکنید.
 


4. دریچه دیافراگم
همان طور که قبلاً گفته شد هنگام عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک دریچه دیافراگم خیلی فرق می کند. در بیش تر دوربین های فشرده نمی توانید در حالت عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک دریچه دیافراگم را تغییر دهید. اما در صورت استفاده از دوربین SLR انتخاب یک دریچه دیافراگم بزرگ تر (عدد کوچک) را به شما توصیه می کنم تا عمق زمینه کم مطلوبی بدست آورید. در بیش تر ماکرو لنزها دریچه دیافراگم حدود F2.8 قابل قبول است.

 

5. از فلاش استفاده کنید
سایه ها بدترین کابوس کسانی است که در زمینه عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک کار می کنند، بنابراین فلاش خیلی مهم است. اگر دوربین DSLR دارید و می توانید از پس یک فلاش خارجی برآیید پس شانس زیادی دارید چون می توانید آزادانه سوژه را از هر زاویه ای که دلتان می خواهد روشن کنید. اما اگر ازفلاش توکار استفاده می کنید پس توصیه می کنم حدود ظهر با استفاده از فلاش توکار دوربین عکس بگیرید. همچنین می توانید از یک منتشر کننده نور (diffuser) نیز استفاده کنید تا نور شدید فلاش غیر طبیعی بنظر نرسد. بر خلاف تصورتان، اگر منبع نور بزرگ تر از سوژه باشد (مثلاً سری فلاش در مقایسه با یک حشره کوچک یا softbox بزرگ در مقایسه با صورت یک شخص)، هرچه منبع نور به سوژه نزدیک تر باشد نور ملایم تر می شود. اما در مورد عکاسی نزدیک از موضوعات کوچک، نزدیکی فلاش باعث مشکلات زیادی در رابطه با نوردهی بیش از حد می شود. فلاشی که مستقیماً از یک فوت روی سوژه تنظیم شده حتی با کم ترین قدرت ممکن است در f/22 خیلی روشن باشد. یک منتشر کننده به حل این مشکل کمک می کند. رفلکتور نیز به روشن شدن صحنه کمک می کند.منبع:persiangfx

 

[...]

ادامه مطلب 0

چهار مرحله برای عکاسی انعکاسی (reflection photography) چشمگیر

 
4 مرحله برای عکاسی انعکاسی (reflection photography) چشمگیر 

 

انعکاس های عکاسی می تواند فوق العاده مورد توجه قرار گیرد و نتایج حیرت انگیزی ایجاد کند، اما بعضی وقت ها دستیابی به این عکس های دراماتیک ممکن است سخت تر از چیزی باشد که در ابتدا فکرش را می کردید. در این مقاله من چند نکته در مورد انعکاس ها ذکر می کنم و به شما در گرفتن چند عکس چشمگیر کمک می کنم.



 


مرحله 1. اصول 
انعکاس ها به اشکال مختلف وجود دارند، از عکس مناظر دراماتیک گرفته تا ترکیب بندی های درشت (macro composition) پر جزئیات، اما چند تکنیک اساسی وجود دارد که هنگام سر و کار داشتن با انعکاس ها به شما کمک می کند. 

در خصوص عمق زمینه، سعی کنید یک رقم f بالا مثلاً f/11 یا بیش تر را انتخاب کنید، این کار با افزایش افکت انعکاس کمک می کند سوژه های عکس طوری یکنواخت شوند که با رابطه نزدیک تری به چشم آیند. 

فوکوس خیلی به فاصله بین سوژه و انعکاس بستگی دارد.ابتدا، سعی کنید تمرکزتان روی سوژه و سپس روی انعکاس باشد. این کار نتایج نسبتاً متفاوتی ایجاد می کند و اولویت شما به این بستگی دارد که تا چه حد می خواهید توجه به انعکاس جلب شود. 

در پایان، به فکر زاویه نور و این که چه طور بر انعکاس تأثیر می گذارد باشید. در صحنه آرایی یک استودیو می توانید این کار را طوری ترتیب دهید که تأکید بیش تر بر روی انعکاس باشد، اما در یک صحنه آرایی طبیعی ممکن است بخواهید حالت های مختلف را امتحان کنید تا زاویه ای که در آن انعکاس بیش تربه چشم می آید را پیدا کنید. 

 


مرحله 2. آب و مناظر 
ابهت، رنگ ها و الگوهایی که طبیعت ارائه می دهد ممکن است چشمگیر باشد و برای من، ماهیت این در کوه هایی با قله های پوشیده از برف که در بالای یک دریاچه صاف و آرم در حال انعکاس است تداعی می شود. چنین منظره ای رؤیای یک عکاس است، اماشما چگونه پتانسیل آن را برای گرفتن یک عکس چشمگیر به حداکثر می رسانید؟ 

ابتدا، وقتی نور در بهترین حالت است، چه صبح زود چه عصر هنگام غروب برای عکاسی بروید. حتماً سه پایه تان را با خود ببرید و سعی کنید از یک جفت فیلتر استفاده کنید. یک فیلتر پلاریز کننده به شما کمک می کند میزان درخشندگی آب را کنترل کنید و یک فیلتر تراکم خنثی به اطمینان از این که آسمان بیش از اندازه در معرض نور قرار نگرفته کمک می کند. 

برای ملایم کردن آب سرعت های شاتر نسبتاً طولانی تر را امتحان کنید، و همانطور که قبلاً ذکر کردم، حتماً عمق زمینه و زاویه نور را مد نظر قرار دهید و سعی کنید برای میزان درام بیش تر روی آب تمرکز کنید. 

 


مرحله3. اشیاء درخشان! 
عکاسی مربوط به انعکاس محدود به عکاسی مناظر آبی نمی باشد، سطوح انعکاسی زیادی از قبیل آینه، شیشه، فلز، سرامیک و حتی چوب صیقلی شده نیز وجود دارد. 

به خاطر سپردن این که سطوح درخشان از این قبیل نور را جذب نمی کنند اهمیت دارد، بنابراین در صورت استفاده از نور مصنوعی، با دقت درباره مقدار و زاویه نور مربوط به سطح تان فکر کنید. می توانید نورپردازی از پشت یا بالای سوژه تان را امتحان کنید. 

این امر درباره استفاه از فلاش نیز صادق است. 

سعی کنید مطمئن شوید که سطح تان عاری از خراش و جای انگشت است، بخصوص وقتی تمرکز روی جزئیاتی در انعکاس می باشد. کار با سطوح صاف راحت تر است چرا که انعکاس های کامل تری ارائه می دهند. 

پس از این که سطح را پیدا کردید، سعی کنید از سوژه های مختلف استفاده کنید تا ببینید به چه انعکاس هایی می توانید دست یابید. می توانید از هر چیزی که دلتان می خواهد استفاده کنید، اما هر چه شکل جالب تر باشد، ایجاد انعکاس نیز جالب تر خواهد بود. 

 


مرحله 4. تجربه و لذت 
عکاسی انعکاسی معمولاً بعنوان انتزاعی توصیف می شود، که بنظر من بجاست، اما هنگام استفاده ار انعکاس ها نوع عکس هایی که می گیرید کاملاً به خودتان بستگی دارد. 

ممکن است دلتان بخواهد از یک سطح انعکاسی استفاده کنید تا یک عکس غیر قابل پیش بینی را جالب تر کنید، ممکن است بخواهید عکس های حیرت انگیزی از مناظر واقعی بگیرید، یا ممکن است بخواهید برای ایجاد عکس های انتزاعی هنری چشمگیری زاویه ها و نورپردازی را امتحان کنید. لذت این در تنوع عکس های بالقوه است، حالا به خودتان بستگی دارد بروید و از آن ها عکس بگیرید! 

 

 

منبع : prrsiangfx.com

[...]

ادامه مطلب 0

آموزش طراحی آموزش عکاسی آموزش فتوشاپ آخرین مقالات