طراحی تراکت | طراحی کاتالوگ | طراحی بروشور | طراحی ست اداری | طراحی کارت ویزیت | طراحی لوگو  RSS

تهران،   تلفن :  33577123

مجموعه مقالات آموزش طراحی آموزش عکاسی آموزش فتوشاپ

مقالات آموزش طراحی


تراکت تبلیغاتی چیست و چه کاربردی دارد؟

 

تراکت تبلیغاتی چیست و چه کاربردی دارد؟


 

تراکت تبلیغاتی معمولا برگه‌ای چاپی و تا نشده است که برای جلب توجه مردم به رویدادی خاص، خدمات، ایده یا محصول به کار گرفته می‌شود. تراکت تبلیغاتی معمولا پیام خیلی ساده‌ای در خود دارد که به راحتی منتقل می‌شود. تراکت معمولا بر روی کاغذی به اندازه‌ی ۸.۵ در ۱۱ اینچ چاپ می‌شود تا هزینه‌ی چاپ آن کاهش پیدا کند. البته، تراکت تبلیغاتی اندازه‌ی ثابتی ندارد و می‌تواند در هر اندازه‌ای انتشار یابد. معمولا فقط یک طرف برگه‌ی تراکت تبلیغاتی چاپ می‌شود، با این حال، قانون خاصی وجود ندارد که چاپ هر دو طرف تراکت را منع کند.

معمولا تراکت‌ها به صورت دست‌به‌دست، در مکان‌هایی که رفت‌و‌آمد زیاد است یا مردم به دلیل خاصی گرد هم آمده‌اند مانند نمایشگاه‌ها یا مراسم مردمی پخش می‌شود. همچنین تراکت تبلیغاتی می‌تواند تا شده و به صورت نامه‌ای مستقل درآید، یا اینکه در پاکت نامه قرار بگیرد. تراکت تبلیغاتی می‌تواند با هر رنگی چاپ شود، با این حال، رنگی بودن تمام صفحه بیشتر توصیه می‌شود زیرا می‌تواند هدف اصلی تراکت تبلیغاتی که جلب توجه مردم است را برآورده کند.
تراکت تبلیغاتی معمولا عمر کوتاهی دارد، به‌ عنوان مثال، فقط برای اطلاع یک رویداد یا اتفاق مانند افتتاح فروشگاه بزرگ یا حراج خاص استفاده می‌شود. به همین دلیل، لزوما نیازی نیست کاغذی که برای تراکت تبلیغاتی استفاده می‌شود سنگین باشد، ولی بهتر است تراکت بر روی کاغذهای ضخیم‌تر چاپ شود تا در صورتی که نیاز باشد بارها از اطلاعات روی آن استفاده کرد، (مثلا در مواردی که دستورالعمل استفاده از وسیله‌ای وجود دارد) بتواند به راحتی برای مدت طولانی دوام بیاورد.


کاربرد تراکت تبلیغاتی در کجاست؟
 


تراکت‌های تبلیغاتی ممکن است توسط افراد، شرکت‌ها یا سازمان‌های غیر‌انتفاعی یا دولتی مورد استفاده قرار بگیرند. اهداف استفاده از تراکت تبلیغاتی به شرح زیر هستند:


•    تبلیغ برای رویدادی مانند کنسرت موسیقی، جشنواره یا گردهمایی سیاسی یا اجتماعی.
•    تبلیغ تجارتی که بر پایه‌ی فروش کالا استوار است، مانند سوپرمارکت‌های بزرگ، یا تجارتی که بر پایه‌ی خدمات است، مانند رستوران.
•    انتقال پیامی سیاسی، اجتماعی یا مذهبی که می‌تواند بخشی از کمپینی سیاسی برای نامزد انتخاباتی جهت متقاعد ساختن مردم باشد.
•    استخدام برای شرکت‌ها یا سازمان‌ها


استفاده از تراکت تبلیغاتی مانند کارت‌پستال یا پوسترهای کوچک، روشی کم هزینه برای بازاریابی، تبلیغات یا برقراری ارتباط با عموم مردم است. تراکت‌های تبلیغاتی دارای سایزهای متفاوتی هستند. بعضی از آنها شامل موارد زیر می‌شوند:


•    A4 (تقریبا اندازه‌ی سربرگ)
•    A5 (تقریبا نصف اندازه‌ی سربرگ)
•    DL (اندازه‌ی کارت تبریک)
•    A6 (اندازه‌ی کارت‌پستال)


تهیه و تولید تراکت تبلیغاتی بسیار کم‌‌هزینه است و فقط با یک دستگاه چاپ معمولی می‌توان این کار را انجام داد. استفاده از آنها در دهه‌ی ۹۰ میلادی و با توسعه‌ی سیستم چاپ رومیزی رونق گرفت. امروزه، با کامپیوتر و چاپ‌گرهای خانگی و دستگاه فتوکپی می‌توان به راحتی تراکت‌های تبلیغاتی را چاپ کرد. همچنین در عصر حاضر با استفاده از اینترنت، مشتریان و شرکت‌های تبلیغاتی می‌توانند طرح‌های مورد نظر خود را با هم مبادله کنند و در نهایت از طریق پُست، محصول نهایی را تحویل بگیرند.
تراکت تبلیغاتی رسانه‌ جدیدی نیست. قبل از جنگ‌های استقلال آمریکا، تعدادی از مهاجرانی که از قانون تمبر (تصویب شده در سال ۱۷۶۵) ناراضی بودند، جلسات و نشست‌هایی ضد این قانون تشکیل دادند. آنها برای جلب حمایت‌ها مجبور بودند هوادارانی برای این جلسات پیدا کنند و به همین دلیل برگه‌ها و جزواتی چاپ و در بین مردم پخش می‌کردند.
در سال‌های ۲۰۰۰، بعضی از دادگاه‌ها در ایالات متحده استفاده از تراکت‌های تبلیغاتی را در بعضی مکان‌ها ممنوع کردند. بعضی از مالکین، تابلوهایی بر ملک خود نصب می‌کنند که نوشته‌ی «تبلیغات نچسبانید» روی آن دیده می‌شود. این نوشته معمولا بر روی حصارهای چوبی که اطراف محلی مسکونی را احاطه کرده‌اند یا دیوار املاکی که تخلیه هستند دیده می‌شود.

توزیع و استفاده


 
تراکت‌های تبلیغاتی معمولا به چندین روش‌ توزیع و پخش می‌شوند که آن جمله می‌توان به پخش شدن بین مردم در خیابان‌ها، فرستادن به درب خانه‌ها از طریق پُست، به داخل انداختن از میان درب خانه‌ها، قرار گرفتن در زیر برف‌پاک‌کن ماشین‌ها، توزیع شدن بین مردم در نمایشگاه یا مراسم خاصی و یا چسباندن بر روی دیوارها اشاره کرد. گاهی این تراکت‌ها بر روی بولتن‌هایی که در کافی‌شاپ‌ها، دانشگاه‌ها یا مکان‌هایی از این دست نیز گذاشته می‌شوند.
امروزه تعدادی از افراد یا سازمان‌ها، تراکت‌های تبلیغاتی را از طریق ایمیل ارسال می‌کنند. این کار هزینه‌های چاپ و پُست یا استخدام افرادی برای پخش کردن تراکت‌ها در بین مردم را از بین می‌برد. تراکت الکترونیکی می‌تواند در متن ایمیل گنجانده یا به آن ضمیمه شود.

گذشته از همه‌ی اینها موارد مهمی وجود دارند که باید در نظر گرفته شوند:


•    محتوا اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد: فقط به تصاویر و طراحی زیبا در تراکت‌ تبلیغاتی تکیه نکنید. تصاویر و طراحی برای جلب توجه بسیار مفید هستند اما محتوا همیشه از اهمیت بالاتری برخوردار است. مخاطب شما کیست؟ هدف تراکت تبلیغاتی چیست؟ پاسخ دادن به این قبیل سؤالات، به شما کمک می‌کند تا از تیتر مناسب استفاده کنید، کلمات درست را انتخاب و به بهترین شکل ممکن تراکت‌ها را در بین مردم توزیع کنید.
•    جلب توجه کنید: تراکت تبلیغاتیِ شما باید با تراکت‌های دیگر به شکلی متفاوت باشد که مردم را به خواندن آن ترغیب کند. از تصاویر جذاب، رنگ‌های روشن و چاپ با کیفیت استفاده کنید. سعی کنید با استفاده از جملاتی که جلب توجه می‌کنند، تعداد بیشتری از افراد را به خواندن تراکت خود تشویق کنید.
•    استفاده نکردن از تصاویر، بهتر از به کار بُردن تصاویر بد است: از تصاویر با‌ کیفیت بالا و خوب برای ایجاد تمرکز بصری استفاده کنید. اگر تراکت تبلیغاتی شما از تصویری که جلب توجه کرده و روایت‌گر داستانی باشد برخوردار نیست، همان بهتر که اصلا تصویری در آن به کار نرود. به جای آن می‌توانید از طراحی با استفاده از متن و رنگ‌های شاد استفاده کنید.
•    اطلاعات مفید در آن قرار دهید: معمولا مردم به اطلاعاتی علاقه‌ دارند که به نوعی بتواند برای‌شان مفید باشد. برای یک لحظه خودتان را به جای مشتریان‌تان قرار دهید. شرکت شما چه محصولی می‌تواند تولید کند که به سود آنها باشد؟ نیازها و خواسته‌های مشتریان‌‌تان چه هستند؟ سعی کنید آن نیازها را مورد هدف قرار دهید. برای اینکه توجه و علاقه‌ی خوانندگان خود را از دست ندهید مختصر و مفید حرف بزنید. تراکت را با اطلاعات اضافه و غیرضروری پُر نکنید. از جملات کوتاه استفاده کنید و فقط در مورد موضوع مورد نظر اطلاعات بدهید.
•    دلیلی برای اقدام و عمل به مخاطب بدهید: در مورد نتیجه‌ای که از این تبلیغات انتظار دارید واضح و شفاف باشید. انتظار دارید مخاطبان بعد از خواندن تراکت تبلیغاتی شما چه واکنشی نشان دهند؟ با استفاده از جمله‌ای که آنها را به اقدام مورد نظر تشویق می‌کند، قصد خود را نشان دهید. در میان جملات رایجی که برای این منظور استفاده می‌شوند می‌توان به «همین حالا صرفه‌جویی کنید»، «مجانی ثبت‌نام کنید»، «همین حالا سفارش دهید» و «همین امروز تماس بگیرید» اشاره کرد. برای افزایش قدرت جملات، می‌توانید از محدودیت زمانی برای اقدامات مخاطبان استفاده کنید.
•    بارها و بارها متن را خوانده و آزمایش کنید: بارها این اتفاق افتاده است که به خاطر یک اشتباه کوچک، هزاران تراکت دوباره چاپ شده‌اند. متن تراکت تبلیغاتی خود را بارها و بارها بخوانید. قبل از اینکه تراکت‌ها را در حجم بالا به چاپ برسانید، تعداد کمی آزمایشی چاپ و بین مردم توزیع کنید تا مطمئن شوید هیچ اشتباهی در آنها رخ نداده است. از این چاپ آزمایشی می‌توانید متوجه شوید که مثلا، اندازه‌ی عنوان مناسب است و می‌تواند از فاصله‌ی دور جلب توجه کند یا نه.
برگرفته از: en.wikipedia و formaxprinting.com
مریم حسین پور[...]

ادامه مطلب 0

تصورات درباره تراکت تبلیغاتی

تصورات درباره تراکت تبلیغاتی

 

 با گذشت سال های سال از چاپ و پخش تراکت تبلیغاتی با موضوعات مختلف همواره مردم وقتی صحبت از تراکت به میان می آید فکر و ذهنشان به سمت و سوی تراکت های سیاه و سفید یا همان تراکت های فوری هدایت می شود . اما امروزه و با گذشت زمان و پیشرفت دستگاه های چاپ ، تحول بزرگی در چاپ تراکت ها صورت گرفته که حتی شما امروزه به سادگی و با کمی صرف هزینه بیشتر میتوانید تصاویر با کیفیت دیجیتال را به صورت تمام رنگی و با کیفیت بالایی در بین عموم مردم جهت تبلیغات کسب و کار توزیع کنید .

 

ویژگی تراکت تبلیغاتی

 1- ارزان و به صرفه ، چنانچه شما یک کسب و کار کوچک و تازه تاسیس داشته باشید شاید ساده ترین و تاثیر گذار ترین راه برای شناساندن خدمات خود به مردم ، چاپ و توزیع یک تراکت تبلیغاتی می باشد

2- محل مناسبی برای درج اطلاعات جزئی تری از خدمات خود به مخاطبان می باشد

3- در صورت توزیع مناسب میتوانید با مخاطب خود ارتباط مستقیم داشته باشید

 

معایب تراکت تبلیغاتی

 همواره تراکت ها با توجه به اینکه تاثیر گذاری آن ها وابسته به نوع پخش ، پوشش منطقه ای و دقیق آن بستگی دارد به طوری که نیروی های به کار گرفته شده جهت پخش می بایست به صورت دقیق مناطق مد نظر را پوشش دهند ، در غیر اینصورت شما به هدف خود که جذب مشتری و معرفی محصولات یا خدمات خود هستید نخواهید رسید و تبلیغات شما با شکست مواجع می شود

[...]

ادامه مطلب 0

تبلیغات چیست ؟

 

تبلیغات چیست ؟


 
هر جا که می‌رویم اطرافمان را تبلیغات احاطه کرده‌ است. پوسترهای بزرگ و تابلوهای نئونی از روی بیلبوردهای خیابان‌های شلوغ و ایستگاه‌های متروی شهرهای بزرگ به ما نگاه می‌کنند. تبلیغات، صفحات مجلات و روزنامه‌ها را پر کرده‌اند به طوری که گاهی اوقات فضایی که به خود اختصاص می‌دهند بیشتر از خود مقالات و مطالب است. تلویزیون هم هر لحظه در حال پخش تبلیغات است و گاهی همین تبلیغات نمایش فیلم را به تاخیر می‌اندازد. در صندوق‌های پستی‌مان هم تبلیغات چپانده شده است و گاهی اوقات آنها ناگهان روی مانیتور کامپیوتر پیدای‌شان می‌شود. چرا و چگونه تبلیغات در بسیاری از جنبه‌های زندگی ما رسوخ کرده‌اند؟ و مهم‌تر از آن، آنها چه تاثیری بر ما، یعنی نحوه‌ی تفکر ما و چگونگی صرف زمان و هزینه‌ی ما می‌گذارند؟


ما جامعه‌ی مصرف‌کننده به حساب می‌آییم. یعنی جامعه‌ی ما بر ایجاد نیازهای جدید و تمام نشدنی متکی است. هر چه بیشتر می‌خریم، شغل بیشتری ایجاد می‌کنیم و پول بیشتری در اقتصاد گردش پیدا خواهد کرد. اما بسیاری از مردم خرد جامعه‌ی مصرف کننده را که به نظر آنها به واسطه‌ی طمع و مادی‌گرایی،به آنها دیکته شده، زیر سوال می‌برند. برای مثال، آیا ما باید سیگار، الکل و سایر محصولاتی که برای انسان‌ها و محیط‌ زیست مضر است را تبلیغ کنیم؟ در موضوع تبلیغات، باید اخلاق تبلیغات و جامعه‌ی مصرف‌کننده را در نظر داشته باشیم. در این مقاله می‌خواهیم به این موضوع پرداخته و اساسا ببینیم که تبلیغات چیست.


جلب توجه


 
فکر می‌کنید عنصر سازنده تبلیغات چیست ؟ اساس کار تبلیغات بسیار ساده است؛ جلب توجه! تبلیغات در تلاش هستند تا توجه جمعی را به یک محصول عرضه شده جلب نمایند. ایده‌ی تبلیغات این است که مردم را برای به دست آوردن اقلامی که اصلا ممکن نبود به فکر خریدش باشند یا نیازی به آنها نمی‌بینند، متقاعد سازند. تبلیغات همچنین به حفظ بازار محصول و تضمین تداوم خرید مجدد مصرف‌کنندگان موجود تاکید دارد. نکته‌ی کلیدی تبلیغات، به یقین برقراری ارتباط است. تبلیغات پیام‌های مهندسی‌شده و هوشمندانه‌ای هستند که با منظور تحت تاثیر قرار دادن رفتار خرید ما شکل می‌گیرند.


این اصل یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تبلیغات محسوب می‌شود و از زمان‌های دور بر همین اصل متکی بوده است. مفهوم تبلیغات توسط تجار قرن ۱۷ میلادی شکل گرفت که در آن زمان آنها برای مجاب کردن مردم به خرید دانه‌های قهوه برای درست کردن نوشیدنی‌های خوش‌طعم به تبلیغات می‌پرداختند. به همین شکل، شرکت‌های مدرن، همان تجار امروز، برای مجاب ساختن ما مثلا به اینکه قهوه‌های فوری به تمامی اشکال خود یعنی دون کافئین، اسپرسو، کاپوچینو، موکا و نعنایی که خوش‌طعم‌تر و به‌صرفه‌تر از قهوه‌های سنتی هستند به تبلیغ می‌پردازند.


روانشناسی


 
در اوایل قرن بیستم، از مبانی روانشناسی برای فروش اثربخش‌تر محصولات استفاده می‌شد. جاذبه‌ی احساسی، تاکتیک‌های ترس و وعده‌های غیرمحتمل به بخشی از ابزار تبلیغ‌کنندگان تبدیل شده بود. بعضی از موفق‌ترین کمپین‌ها با نگرانی‌های مردم بازی می‌کردند و یکی از اساتید این بازی کینگ ژیلت (King Gillette)، سازنده اولین تیغ ایمن بود. او بعد از گفتن چند جمله از آسودگی و کارایی تیغ ایمن، خواننده را به قلب موضوع فرو می‌برد: «وقتی از تیغ من استفاده می‌کنید، دیگر هیچ جای نگرانی از خطرات تماس صورت‌تان با قلم‌مو، صابون و سایر وسایل آرایشگاه‌ها برای شما وجود ندارد.»


این یکی از جدید‌ترین رویکردهای فروش کالا بود. تبلیغات ژیلت به شکلی تاثیرگذار به شما می‌گفتند که نه تنها محصولی وجود دارد که تا پیش از این هرگز احساس نیاز به آن نمی‌کردید، بلکه بدون استفاده از آن مستعد جذب عوامل بیماری‌های پوستی می‌شدید که هرگز جود نداشتند. چنین ترکیبی جای هیچ مقاومت در برابر این محصول را باقی نمی‌گذاشت. اگر چه این تیغ با قیمت گران ۵ دلار یعنی نصف دریافتی هفتگی کارگران عرضه شد، اما ژیلت توانست میلیون‌ها عدد از این تیغ به فروش برساند و بسیار ثروتمند شود.


 
دیگر تبلیغ‌کنندگان هم به زودی به پیروی از ژیلت پرداختند و در طی مدت‌زمانی کوتاه دیگر به ندرت پیش می‌آمد که مردم مجله‌ای را باز نکنند و با تعداد زیادی سوالات نگران‌کننده بمباران نشوند: «آیا ریزش مو دارید؟»، «آیا از دستمال توالت‌های نامرغوب استفاده می‌کنید؟»، «آیا سلامتی از زندگی شما رخت بسته است؟» تبلیغ‌کنندگان مجموعه‌ای از امراض و اختلالاتی همچون: شکم افتاده، بدبویی دهان، دندان‌ زرد، انگشتان پوسته‌پوسته، کم‌خونی، شوره‌ی سر و از همه بیشتر بوی نامطبوع بدن (body odour) را که خرید محصولات‌شان را الزامی می‌سازد ایجاد کردند.


اصطلاح آخری در سال ۱۹۳۳ توسط سازندگان صابون لایفبوی (Lifebuoy) شکل گرفت و آنقدر پیامدهای اجتماعی آن در بین مردم وحشتناک بود که این اصطلاح را به شکل مخفف (یعنی BO) استفاده می‌کردند و از سوی دیگر یک صنعت یک میلیارد دلاری را برای صابون‌ها و خوشبوکننده‌های بدن به ارمغان آورد. در نتیجه کابینت‌های حمام پا به عرصه گذاشتند و خیلی زود پر از لوسیون‌ها، کِرِم‌ها، قرص‌ها و مایعاتی شدند که ظاهر و احساسی بهتر و از همه مهم‌تر بوی خوش‌تری به ما می‌دادند! در گذشته چگونه ما بدون وجود این محصولات زندگی می‌کردیم؟ مطمئنا امروز بدون آنها نمی‌توانیم!


ورود تلویزیون


 
بزرگ‌ترین رشد در تبلیغات از زمان ورود رسانه‌ای جدید به نام تلویزیون شروع شد و جای شگفتی نیست که این اتفاق از ایالات متحده آغاز شد. در یکم جولای سال ۱۹۴۱، ایستگاه تلویزیونی نیویورک با نام WNBT-TV بی هیچ توضیحی برنامه‌های معمول خود را قطع کرد و یک ساعت مچی بولووا (Bulova) روی تصویر ظاهر شد که تیک‌تاک می‌کرد. این تیک‌تاک به طور مرموزی برای ۶۰ ثانیه به طول انجامید، بعد از آن تصویر رفت و برنامه‌ی قبلی مجددا به نمایش ادامه داد. این تبلیغ تلویزیونی آنقدر بزرگ و چشمگیر نبود ولی اولین تبلیغ بازرگانی تلویزیونی محسوب می‌شد.


از آن زمان به بعد، تلویزیون آمریکا از طریق اسپانسرهای تبلیغاتی دائما تامین مالی شده است. این اسپانسرها شرکت‌هایی بودند که برای تولید برنامه‌ها هزینه می‌کردند تا در طول برنامه، پیام‌های خود را به بینندگان انتقال دهند. گاهی اوقات تبلیغ‌کنندگان حتی نام خود را در عنوان برنامه وارد می‌کردند. مثلا تئاتر ستاره‌ی تکساکو، ورزش‌های سوار‌کاری ژیلت، ساعت فولاد آمریکا، تئاتر تلویزیونی کرافت. اما در بریتانیا، هیچ تبلیغاتی در تلویزیون تا سال ۱۹۵۵ دیده نشد، اما در آن سال یک کانال تلویزیونی بازرگانی تاسیس گردید.
امروزه با توسعه‌ی رسانه‌های جدید در قالب تلویزیون‌های کابلی و ماهواره‌ای و اینترنت و تجارت الکترونیک، پتانسیل تبلیغات بسیار بالا رفته است. اما اصول همچنان به همان شکل گذشته است؛ ارسال پیامی که نیاز به خرید را ایجاد می‌کند. تبلیغات به معنی دستیابی به مصرف‌کنندگانی است که شاید خرید محصول شما را اصلا در نظر نداشته‌اند و شما با استفاده از تبلیغات، آنها را به انتخاب محصول خود به جای محصول دیگر ترغیب می‌کنید. بگذارید نگاهی دقیق‌تر به نحوه‌ی کار تبلیغات بیاندازیم:


سازماندهی تبلیغات


 
در جواب سوال تبلیغات چیست، باید گفت، صنعت تبلیغات ۴ بازیگر اصلی دارد که عبارتند از: تبلیغ‌کنندگان که محصول یا خدمتی برای عرضه دارند و مایل هستند تا برای تبلیغ آن پول خرج کنند، رسانه‌ها که مالک و گرداننده‌ی نشریات، محل‌های نصب پوستر و کانال‌های پخش هستند که تبلیغات را به نمایش می‌گذارند، آژانس‌های تبلیغاتی که به تولید تبلیغات برای سایر شرکت‌ها می‌پردازند و در نهایت مصرف‌کنندگان که (امید است) کالاهای تبلیغی را خریداری کنند. بیایید به این فرایند نگاهی عمیق‌تر بیاندازیم.


شرکت‌هایی که دائما در حال تولید کالا هستند به دنبال راه‌های تازه‌ای برای فروش محصولات خود هستند. بسیاری از شرکت‌ها با یکدیگر در تولید محصولی یکسان یا مشابه رقابت می‌کنند و در نتیجه تبلیغات برای حفظ یا افزایش سهم فروش آنها بسیار ضروری است. وقتی یک شرکت می‌خواهد برند جدیدی عرضه کند یا فروش محصول موجود خود را بالا ببرد، نیاز دارد تا بهترین راه‌های دستیابی به آن گروه‌هایی از مردم که احتمال خریدشان بالاست را پیدا کند. این کار آن‌طور که به نظر می‌رسد ساده نیست. مشخص است که تبلیغات مثلا یک برند بستنی، می‌باید برای افرادی مجذوب‌کننده باشد که از خوردن بستنی لذت می‌برند. اما بسیاری از مردم به یک برند خاص وفادار می‌مانند و بسیاری دیگر اصلا به برندی خاص فکر نمی‌کنند، آنها فقط وقتی احساس گرما می‌کنند بستنی می‌خرند. پس چرا هر یک از این افراد به ناگاه از رفتار سابق خود دست می‌کشند و فقط به خرید برند شما و نه برندی دیگر روی می‌آورند؟


اینجا جایی است که آژانس‌های تبلیغاتی وارد عمل می‌شوند. این آژانس‌ها به تحقیق در این باره خواهند پرداخت که کدام گروه از مردم می‌خواهند برند خاصی از یک محصول را خریداری کنند. ارضاء این نیاز را برآوردن تقاضا می‌نامند. آژانس‌‌های تبلیغاتی همچنین به منظور یافتن گروه‌هایی از مردم به کار گرفته می‌شوند که می‌توانند به خرید محصولی که از وجود آن اطلاعی ندارند مجاب شوند. به این کار ایجاد تقاضا می‌گویند. این گروه‌ها براساس چندین معیار متفاوت از جمله درآمد، سبک زندگی، سطح اجتماعی، جنسیت، نژاد، سن و غیره تعریف می‌شوند. چنین گروه‌هایی تشکیل‌دهنده‌ی بازار هستند و انجام فعالیت‌های مختلف به منظور جلب اطلاعات از این گروه‌ها را تحقیقات بازار می‌نامند.
به محض اینکه آژانس بازار مناسب را شناسایی نمود، باید در مورد مناسب‌ترین رسانه برای دسترسی به آن تصمیم‌گیری کند. پیام تبلیغ باید به جایی که مورد نظر آنها است انتقال پیدا کند. برای کسب‌و‌کارهای محلی مثل پزشک و لوله‌کش، تبلیغات در جایی دورتر از محل زندگی مشتریان به کار نخواهد آمد. آنها در روزنامه‌ها یا رادیوهای محلی به تبلیغ می‌پردازند. اما از طرف دیگر، شرکت‌های بین‌المللی مثل لویز (Levi’s) در مطبوعات بین‌المللی و تلویزیون و سینما تبلیغ می‌کنند چون هر کسی می‌تواند لباس‌های جین برند آنها را در یک فروشگاه محلی بخرد. طبیعت بازار یک معیار مهم دیگر هم دارد. تبلیغ سیگار در یک مجله‌ی سلامت یا تبلیغ لباس زیر زنانه در طول پخش برنامه‌‌های تلوزیونی کودکان، آن‌چنان معنای درستی نمی‌تواند داشته باشد! مطمئنا بسیاری از مردم هم هستند که می‌پرسند آیا ما حتما باید تبلیغاتی داشته باشیم که فقط بر روی بچه‌ها متمرکز باشد؟ آیا کودکان و نوجوانان باید برای خرید لباس‌های مناسب و در کل خرید چیزهای مختلف تحت فشار قرار بگیرند؟


خلق تصویر


 
 
آژانس پس از تصمیم‌گیری در خصوص رسانه‌ی مناسب برای بازار مورد نظر، توجه خود را به تصویر برند معطوف می‌کند. در این مرحله آنها به دنبال تصویری هستند که با بخشی از بازار (کودکان، نوجوانان، بزرگسالان) که در تلاش برای برقراری ارتباط هستند تناسب داشته باشد. خلق تصویر ممکن است شامل طراحی بسته‌بندی برای محصول جدید یا استفاده از مدل‌ها در تبلیغات (جوانان پولدار، مردان تنومند اسب‌سوار یا دختران خوش‌لباس و جذاب) باشد. کپی‌رایتر‌ها به تهیه متن می‌پردازند و کارگردانان هنری برای تهیه‌ی فیلم و عکس به کار گرفته می‌شوند.
سپس آژانس ایده‌های متنوعی به منظور کمپین‌سازی برای مشتریان خود یعنی شرکت‌ها ارائه می‌کند. با توافق بر سر این ایده‌ها تبلیغات ساخته می‌شوند و فضایی با توجه به رسانه‌ی مورد تایید آژانس خریداری می‌شود، رسانه‌هایی مانند تلویزیون، رادیو، بیلبورد، روزنامه، مجله، اینترنت یا سینما.


چه چیزی باعث موفقیت یک تبلیغ می‌شود؟

 


 
قبل از اینکه بیبینیم اساسا ماهیت تبلیغات چیست، باید ببینیم عنصری که باعث موفقیت یک تبلیغ می‌شود چیست. بسیاری از ماها از قصد و نیت آنها آگاه هستیم. و به محض دیدن یک تبلیغ برای خرید آن به فروشگاه‌ها هجوم نمی‌آوریم. از طرف دیگر، تحقیقات نشان‌ داده‌اند که اگر تبلیغ محصولی برای ما جذاب و جالب باشد، ممکن است با دیدن محصول، تبلیغ آن را به یاد بیاوریم یا آرزو کنیم که چیزی شبیه آن را بخریم. وقتی در حال خرید یا ورق زدن کاتالوگ‌ها هستیم، تبلیغات به گونه‌ای کار می‌کنند که ما از آن آگاه نیستیم و این چنین الگوی خرید ما را تحت تاثیر قرار می‌دهند.


مطمئنا اولین هدف آنها جلب توجه ما است. اما این کار همیشه به این سادگی نیست. تبلیغات محیط پیرامون ما را پر می‌کنند و آن‌چنان در بخش بزرگی از زندگی روزمره‌ی ما حضور دارند که معمولا توجه چندانی به آنها نمی‌کنیم. از صدها پیام تبلیغاتی که هر روز به سمت ما می‌آیند، تعداد معدودی به واقع در جلب توجه خودآگاهانه‌ی ما پیروز می‌شوند. بقیه فقط جلوی دید ما آمده‌اند. افرادی که به طراحی و نوشتن تبلیغات می‌پردازند به خوبی درباره‌ی فرایند نمایش تبلیغات آگاهی دارند. آنها خیلی خوب می‌دانند که مصرف‌کنندگان تلویزیون تماشا نمی‌کنند یا مجله نمی‌خوانند که تبلیغات را ببینند. آنها می‌دانند که تبلیغات باید حق خود را از دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها و خواندنی‌های مصرف‌کننده بگیرد. بنابراین آنها انرژی بسیار زیادی را صرف تضمین این می‌کنند که تبلیغات‌شان از سد حواس‌پرت‌کن‌های اطراف ما بگذرد.


 
برای مثال شرکت‌های نوشیدنی‌های غیرالکلی و فست‌فود غالبا رویکرد «تکه‌ای از زندگی» را به کار می‌گیرند. این دست از تبلیغات نگاهی سریع به وضعیت زندگی واقعی مردم می‌اندازند؛ نوزادان زیبا که در پیک‌نیک خانوادگی چهار دست و پا راه می‌روند یا جوانان جذابی که در ساحل مشغول بازی بشقاب‌پرنده هستند. معمولا چنین تبلیغاتی بسیار سرگرم‌کننده هستند که صحنه‌های آن با کیفیتی مشابه فیلم‌های سینمایی چیده شده‌اند و موسیقی بسیار گوش‌نواز است. هدف این تبلیغات تشویق بیننده به برقراری ارتباط است: افراد خوش‌مشرب، افراد شاد، افراد موفق و افراد معروف کوکاکولا یا پپسی می‌نوشند و همبرگر می‌خورند… بهتر است خیلی زود شما هم بخرید!
در نتیجه، چالش موجود خلق تبلیغی است که به سرعت جلب توجه نماید، مردم را علاقه‌مند نگه دارد و تاثیر به‌یادماندنی بگذارد تا به موقع خود هنگام انتخاب از میان محصولات یک فروشگاه، ناخودآگاه ما آن محصولی که تبلیغات موفق‌تری نسبت به دیگران داشته است را ببینیم و بخریم.
برگرفته از: cappelendamm.no
میلاد حمیدی
[...]

ادامه مطلب 0

عکاسی سیاه و سفید



نمونه های زیبا از عکاسی سیاه و سفید

جوان ترها ممکن است از شنیدن اینکه عکاسی همیشه رنگی نبوده تعجب کنند. سیاه وسفید فقط یک گزینه  ویرایش در فتو شاپ نیست ،بلکه جایی است که عکاسی ازآنجا شروع شد و وسیله ای برای ابراز وجود برای بسیاری از عکاسان باقی ماند.

مرحله 1-چرا استفاده از سیاه وسفید؟
شنیده ام بعضی سنت گرایان می گویند عکس باید سیاه وسفید باشد مگر اینکه عکاس احساس کندعکس رنگی فایده ای برایش دارد. این عقیده عکسهای رنگی را رد نمی کند ، بلکه فقط می گوید حالت پیش فرض عکس باید سیاه وسفید باشد. برای نسلهای قدیمی تر این یک امر اجتناب ناپذیر بود زیرا گزینه رنگی وجود نداشت.
ممکن است شما با این عقیده موافق باشید یا نباشید ،اما برداشت من ازآن اینست که در هر یک از عکسهایم بشدت تامل کنم و تصمیم بگیرم آیا این عکس سیاه وسفید بهتر است یا رنگی.


 
مرحله 2-RAW, ISO و تنظیمات عکس
از لحاظ عملی ، قواعد تنظیمات کمی وجود دارند که خواسته شما برای عکسهای سیاه وسفید عالی را برآورده می کنند. با گرفتن عکس بصورت سیاه وسفید مرتکب اشتباه نشوید ، ممکن است احساس کنید اینکار به شما کمک می کند زیرا می توانید نتایج را در LCD مشاهده کنید . اما اگر عکس را بصورت سیاه وسفید بگیرید نمی توانید آنرا به رنگی تبدیل کنید، اما اگر عکس را رنگی بگیرید هم می توانید آن را به سیاه وسفید تبدیل کنید هم می توانید رنگی نگه دارید. با مد نظر قرار دادن این موضوع ، اگر گزینه RAWرا دارید از آن استفاده کنید. زیرا وقتی می خواهید عکسهایتان را به سیاه وسفید تبدیل کنید امکانات ویرایش خیلی بیشتری به شما می دهد. همچنین ، مراقب ISO نیز باشید . زیرا همیشه بهتر است آنرا در کمترین حد نگه دارید تا از نویز اضافی، که بعضی وقتها موقع استفاده از حالت سیاه وسفید چیزی بیش از یک مسئله است ، جلوگیری شود.

 


مرحله 3- مشاهده بصورت سیاه وسفید
حالا وقت این است که به سیاه وسفید قکر کنید. مسلما ما دنیا را به رنگهای با شکوهی مشاهده می کنیم ، ا ما برای دستیابی به عکسهای سیاه وسفید عالی لازم است با درذهن سپردن سیاه وسفید به عکاسی نزدیک شویم. این بدین معنا نیست که باید عکسهای رنگی را نادیده گرفت. مد نظر قرار دادن تونها (یک شیء چقدر روشن یا تیره است )،اهمیت دارد ، زیرا رنگهای مختلف تونهای متفاوتی ایجاد می کنند. برای مثال ، در عکس رنگی یک گل قرمز با چمنهای سبز زیر آن ممکن است بسیار خوب بنظر برسد ، اما در سیاه وسفید، ممکن است تونها خیلی شبیه باشند و عکس ممکن است کاملا یکدست بنظر برسد. بعدا بیشتر درباره کنتراست صحبت خواهیم کرد، اما حتما تونهای عکسهای سیاه وسفیدتان را مد نظر قرار دهید، از یک کنتراست بیشتر از تونها یک عکس جالب توجه تری بدست می آید.

 


مرحله 4-نور (و سایه)
نور مهمترین اصل عکاسی است ، بنابراین ضروری است از آن بطور موثر بهره گیریم . بدون بهم زدن (distraction) رنگ ، نور وسایه نقش مهمی در عکاسی سیاه و سفید ایفامی کنند، و چشم را روی قسمتهای سایه روشن دار(highlighted) عکس درحالیکه سایر قسمتهادر سایه قرار گرفته اند می کشاند. هنگام استفاده از نور طبیعی ، تعیین کیفیت نور مورد نظرتان قبل از بیرون رفتن برای عکاسی اهمیت دارد. اگر یک نور ملایم وسایه دار می خواهید ، بهتر است صبح زود یا اواخر بعد از ظهر وقتی که خورشید پایین است بیرون بروید، اما اگر نور روشن ،سایه های تاریک و یک عکس با کنتراست بیشتر می خواهید ، پس اواسط روز وقتی خورشید بالای آسمان است و نور شدیدی دارد بیرون بروید.

 
مرحله 5-کنتراست
قبلا از کنتراست نام برده ام، اما در غیاب رنگ ، اطمینان از اینکه عکسهای سیاه وسفیدتان دارای تونهای مختلف وکنتراستهای قوی می باشند دارای اهمیت است .بسیار مهم است که سعی کنید از پوشیده شدن سراسر عکستان با خاکستری جلوگیری کنید. در عوض برای اطمینان از اینکه اجزاء سفید روشنتری دارید که به چشم می آیند وچند قسمت از عکس با مناطق سایه دار تیره تری برای اطمینان از کنتراست خوب دارید از نور استفاده کنید. دستیابی به کنتراست قوی در روزهای آفتابی آسان است ، اما مراقب باشید عکسهایتان در معرض نور خیلی شدید قرار نگیرند. می توانید به اندازه یک یا دو وقفه (stop) آن را از کار بیندازید(knock it down) تا مطمئن شوید نور خیلی زیادی وارد دوربین نمی کنید.

 
مرحله 6- جزئیات و بافت
غالباتوجه به تنوع و سایه های رنگ درعکس جلب می شود و توجه از جزئیات واقعی عکس منحرف می شود. هنگام عکس گرفتن از سوژه های دارای جزئیات یا بافت بخصوص جالب استفاده از عکس سیاه وسفید را امتحان کنید. فقدان رنگ سوژه اصلی را پررنگتر می کند وعکس را بهتر جلوه می دهد. سعی کنید فریم را با جزئیات پر کنید ، همانطور که قبلا گفتم ، به فکر عکس سیاه و سفید باشید ،تونها وکنتراست را مدنظر قرار دهید و سعی کنید ظرافت را درفریم افزایش دهید.

 
مرحله 7- پرتره ها
مطمئنم قبلا پرتره های سیاه وسفید زیادی دیده اید. یک تکنیک تصویر نگاری که از پرتره های رنگی ، سیاه وسفید استفاده می کند یک حالت بی انتها را ابقا می کند. این پرتره ها برای بیان حکایت شخص در یک عکس ،که جزئیات صورت و حالت سوژه را ضبط می کند، بکار می روند. آنها از نور ، سایه وکنتراست بدرستی بهره می گیرند. سعی کنید یک سوژه جالب پیدا کنید و روی آن تمرین کنید، یک محل با روشنایی مناسب پیدا کنید و ببینید آیا می توانید پرتره سیاه وسفید ماندنی خودتان را خلق کنید.

 


مرحله 8-مناظر
عکسهای مناظر بر ترکیب (composition) قوی تکیه دارند واین در موقع عکاسی سیاه وسفید هیچ فرقی نمی کند. بدون بهم زدن (distraction) رنگها، خطوط داخل عکس پررنگ می شوند(highlighted). گرادیانها (gradients) و اختلاف تونها مشخصتر می شوند وشکلها(shapes) برجسته تر می شوند. سعی کنید از ابرهای طوفان دار تیره ، که معمولا در عکسهای سیاه وسفید خیلی خوب از آب در می آیند بهره بگیرید. همچنین می توانید عکسهای معماری ومناظر شهری ، که بر شکل(shape) وفرم قوی تاکید دارند ، را امتحان کنید.

 


مرحله 9- شکل(shape) ونیمرخهای سیاه یکدست(silhouettes)
در کلیه زمینه هایی که قبلا ذکر کردم ، پرتره ها،مناظر، عکسهای جزئیات، و غیره ،اصول بسیار مهمی از قبیل تون ، کنتراست ، نور وسایه وجود دارند که باید به خاطر سپرده شوند. همچنین دو گزینه رایج برای سوژه اصلی وجود دارد که باید مد نظر قرار گیرد. شکلهای متمایز (shapes distinctive) ، خطوط افقی ،خطوط عمودی وخطوط هادی (leading line) همه منجر به عکسهای ترکیبی جالب می شوند. بخاطر داشته باشید از گزینه ایجاد نیمرخ سیاه یکدست (silhouette) ،بخصوص وقتی نور شدیدوجود دارد ، استفاده کنید. همینطورکه استفاده از عکس سیاه وسفید را تمرین می کنید، بیشتر می فهمید کدام سوژه اصلی خوب عمل می کند و کدام نه.

 

مرحله 10-تجربه وخلاق شدن
پس حالا وقتش است بیرون بروید وعکس سیاه وسفید بگیرید. همانطور که خواندید ، هیچ محدودیتی برای سوژه اصلی وجود ندارد، بنابراین می توانید بروید بیرون واز همه سوژه های مورد علاقه تان عکس سیاه وسفیدبگیریدو تفاوتی که در کارتان ایجاد می کند را مشاهده کنید. ابتدا ویرایش چند عکس رنگی به سیاه وسفید را امتحان کنید تا از فرایند ویرایش شناختی پیدا کنید. این کار به شما اجازه می دهد ببینید چطور یک عکس را تغییر می دهد.ممکن است ازمشاهده اینکه چطور چند کلیک ساده می تواند عکسهای شما را تغییر دهد تعجب کنید . منبع:persiangfx

 [...]

ادامه مطلب 0

سه دلیل ساده که نشان می‌دهد چرا در عکاسی پیشرفت نمی‌کنید

سه دلیل ساده که نشان می‌دهد چرا در عکاسی پیشرفت نمی‌کنید



برای عکاس خوب شدن، باید علاوه بر این که با اصول عکاسی آشنا باشید، دید عکاسی نیز داشته باشید. اما گاهی با وجود دانستن نکات مهم و داشتن مهارت‌های کافی، آنطور که انتظار می‌رود در عکاسی پیشرفت نمی‌کنید. دلیل آن چه چیز می‌تواند باشد؟ در ادامه این مطلب ۳ دلیل ساده وجود دارد، که پاسخی برای این سوال است.
۱. دوربین‌تان را با خودتان همراه نمی‌کنید
اگر با دوربین‌تان تمرین نکنید، نمی‌توانید مهارت‌ها و دانش عکاسی خود را بهبود بخشید. چرا که این مهارت‌ها فقط با تمرین به دست می‌آید. خاطرتان است که گفتیم تنها روزی ۱۰ دقیقه تمرین تا چه اندازه می‌تواند موجبات پیشرفت در عکاسی را برای شما فراهم کند؟
آیا همراه داشتن دوربین به معنی همراه داشتن تمام وسایل عکاسی دیجیتال است؟
شاید! اما اگر به دلایلی نمی‌توانید دوربین DSLR خود را هرجایی با خود همراه کنید دست‌کم یک دوربین کوچکتر با خود داشته باشید. با وجود این که ممکن است کیفیت عکس‌هایی که بدین ترتیب ثبت می‌کنید، بسیار عالی نباشد اما دست‌کم می‌توانید ترکیب‌بندی، نورسنجی، رنگ و سایر مفاهیم عکاسی را تمرین کنید.
۲. زیادی سریع حرکت می‌کنید!
بسیاری از ما در زندگی چنان سریع قدم برمی‌داریم که فرصتی برای ایستادن و تماشای موقعیت‌های زندگی نداریم.
در مورد عکاسی هم همین است. شاید شما دوربین خود را هر روز و تمام مدت با خود حمل کنید، اما اگر سرعت خود را کم نکنید و لحظه‌های مهم و تاثیرگذار را نبینید، نباید انتظار داشته باشید که در عکاسی پیشرفت داشته باشید.
 
برای این منظور لازم است دست‌کم گاهی از سرعت خود بکاهید و زمانی را برای عکاسی اختصاص دهید. این کاهش سرعت می‌تواند در گام‌هایی باشد که در طی یک مسیر برمی‌دارید باشد یا حتی می‌تواند کاهش سرعت زندگی باشد! یعنی مثلا یک آخر هفته را برای کاری بزرگتر و خاص‌تر اختصاص دهید. مثلا با گروه‌هایی عکاسی در تورها و ورک‌شاپ‌ها شرکت کنید. تمرین کنید و کیفیت کار خود را بالا ببرید. راه‌های مشابه دیگری نیز وجود دارد که به طور خاص به شما کمک می‌کند تا در عکاسی پیشرفت کنید. آنها را پیدا کنید و به کار برید.
باید بتوانید عکاسی را در لابلای ریتم زندگی خود قرار دهید.


۳. نگرانید دیگران درباره شما چه فکر می‌کنند!
اگر شما هم از آن دست افرادی هستید که نگران «حرف مردم» هستند، بدانید که تنها نیستید اما موفق هم نیستید!
شما شاید دوربین‌تان را همه جا با خودتان ببرید، سرعت‌تان را برای عکس گرفتن و دیدن اطراف و اتفاق‌هایش کم کنید، اما باز هم چیزی وجود دارد که مانع از بلند کردن دوربین و ثبت تصویری که می‌بینید می‌شود؛ و آن ترس از نظر دیگران است!
 
این ترس را از خود دور کنید و اعتماد به نفس‌تان را به عنوان یک عکاس بالا ببرید. باید عکس‌های بیشتری بگیرید تا عکس‌های بهتری بگیرید. برای عکس بیشتر باید ترس از نظر و واکنش دیگران را به کناری بگذارید.
شاید برای شروع بد نباشد کسی را پیدا کنید که هر از گاهی با شما و به منظور عکاسی همراه شود. این کار به شما قوت قلب بهتری می‌دهد.توسط سامه گل‌زاده[...]

ادامه مطلب 0

آموزش طراحی آموزش عکاسی آموزش فتوشاپ آخرین مقالات